تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
الحمّد للّه على إحسانه قد رجع الحقّ إلى مكانه ، و چون سرير سلطنت و مسند جلالت به وجود فايض الجود آن حضرت فلك مرتبت ، ممكّن و معيّن گشت ، ممالك محروسه را بر شاهزادگان كامگار كه ، [ بيت ]
طناب عمرشان اندر سلامت * به‌هم پيوسته بادا تا قيامت
منقسم فرموده بر فحواى [ ابن المفاتح الأسماء و به مقتضاى
وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ
« 1 » ] « 2 » خطّهء دلنواز شيراز - صانها اللّه عن الاهوال و الاعواز - را كه رشك خلد برين و سواد ديدهء حور العين است ، تازه‌تر از روضهء بهشت و بهتر از ساحت اردى بهشت
فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
« 3 » . [ بيت ]
صبا نموده به خاكش طراوت طوبى * هوا سرشته به آبش حلاوت ايمان
نقشبندان ناميه ، بدايع نقوش رياضى را بر الواح جويبار او نگاشته و مجاهدان صبا و شمال ، كسوت‌هاى گوناگون و فرش‌هاى بوقلمون در اعطاف و ارداف نوعروسان باغ او كشيده ، كنار جويبار ، صفت
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
« 4 » گرفته . [ نظم ]
شيراز و آب ركنى و اين باد خوش نسيم * عيبش مكن كه خال رخ هفت كشور است فرق است از آب خضر كه ظلمات جاى اوست * تا آب ما كه منبعش اللّه اكبر است
12 باغ بنفشه و نسيم‌آبادش غيرت حديقهء ارم و نسيم دلگشاى مصلّى و جعفرآباد طرهء زلال كوثر و تسنيم .
شهر شيراز است يا رب يا گلستان ارم * يا نگارستان چين يا روضهء باغ جنان باد را از نكهت او مشك اذفر در كنار * نيست جز نرگس در آن آب‌وهوا كس ناتوان آب ركن‌آباد او از غايت جان‌پرورى * چشمهء حيوان فرستد آفرينش بر روان خضر خضراپوش عالى در ركوع و در سجود * در مصلّايش ز طاعت نيست خالى يك زمان كرده از هربام او خورشيد رخسارى طلوع * كرده در هر برج او جمشيد كردارى مكان
هامش
( 1 ) . بقره / 247 . ( 2 ) . [ ] فقط در 1710 . ( 3 ) . زخرّف / 71 . ( 4 ) . قرآن كريم سوره‌ها و آيات مختلف از جمله : بقره / 25 و 226 ؛ آل عمران / 15 .