كه چون از تذكير فارغ شوم بيايم : الغرض چون از تذكير فارغ شد آنجا حاضر شد ، و در سماع آمد ، دستار و دراع كه پوشيده بود پاره پاره كرد . آنگاه نظم شيخ بدر الدين غزنوى بر رديف آتش گرفت گفته است يك دو بيت بر لفظ مبارك راند كه يك بيت از ان ياد مانده :
نوحهيى ميكرد بر من نوحهگر در مجمعى * آه زين سوزم بر امد نوحهگر آتش گرفت
آنگاه فرمود كه قاضى منهاج الدين شيخ بدر الدين [ ( 1 ) ] را شير سرخ گفتى . ( ص 192 فوائد )
( 72 ) روايت المقدسى
در ابتداى طبقه 23 ذكر خروج مغل حديثى از روايت مقدسى نقل شده ، كه مأخذ مولف كتاب البدء و التاريخ تاليف مطهر بن طاهر المقدسى حدود 355 ق است ، و كلمان هوار آن را در سنه 1901 م از پاريس در دو جلد طبع كرده و دران كتاب خروج الترك را چنين نوشته است :
« حدثنا يعقوب بن يوسف ، قال حدثنا ، ابو العباس السراج ، قال قتيبة بن يعقوب بن عبد الرحمن الاسكندرى عن سهيل عن ابى صالح عن ابيه عن ابى هريرة ان رسول الله صلعم قال : لا تقوم ( نسخه : يقوم ) الساعة حتى تقاتل المسلمون ( نسخه : يقاتل المسلمين ) الترك قوم وجوههم كالمجان المطرقة صغاير ( نسخه : صغار ) الاعين خنس الانوف يلبسون الشعر و يمسون فى الشعر . و عن ابن عباس ( رض ) قال ليكونن فى ولدى حتى
هامش
[ ( 1 ) ] اين بدر الدين غزنوى از مشايخ مشهور دهلى است كه در فوائد الفواد و مجالس نظام الدين اولياء ذكرش مكرر مىآيد ، و دران حاضر بود ( ص 62 ) شيخ نظام الدين در مجلس 13 جمادى الاولى 711 ه گفت كه شيخ بدر الدين گفت چون از غزنه به لهاور آمدم دران عهد لهاور آبادان و معمور بود ، چند گهى آنجا بودم ، بعد از چند گاه مرا از آنجا عزيمت سفر شد يك دل آن شد كه جانب دهلى آيم و يك دل آن شد كه بغزنين باز روم ( ص 73 ) بعد از ان بدر الدين بموجب فال مصحف بدهلى مىآيد و خبر مىرسد كه مغل به غزنى رسيده و مادر و پدر و كل اقرباى او را شهيد كردند .
( ص 74 ) ذكر بدر الدين غزنوى در فوائد الفواد ص 15 - 23 - 145 - 73 و غيره مىآيد و امير خسرو در افضل الفوائد كتاب او را بنام اوراد بدر الدين غزنوى نام مىبرد ( ص 23 طبع دهلى 1350 ق )