( 43 ) بنيان
مؤلف نام اينجا را در طبقهء 23 در حديث نامزد كردن لشكرهاى مغل مىآورد ، كه ملك حسن قرلغ در آنجا بود ، و وقتى كه لشكر مغل برو زدند ، او منهزم از غزنين و كرمان و بنيان بجانب بلاد ملتان و سند آمد ، و نيز مكررا آن را بين كوهسار كنونى افغان و ملتان نام ميبرد ( رك : به فهرس كتاب ) شرح موقعيت كرمان را در تعليق ( 27 ) خوانديد ، و بنيان نيز بايد در اراضى بين غزنه و ملتان واقع باشد ، و به فكر نويسندهء عاجز عبارت از بنون موجوده است ، كه هم از حيث موقع جغرافى و هم در قرابت نام به بنيان تاريخى مطابقت مىرساند ، چه بنون كنونى بعد از كرمان به اين طرف درياى سند واقع و تاكنون بنامى كه خيلى به بنيان نزديك است شهرت دارد .
ضلع بنون موجوده در صوبه شمال غربى هند شامل بود ، كه غربا به كوهسار و زيرستان و شرقا به ثغور شاه پور و مجارى سند و شمالا بكوهسار ختك و كوهات و جنوبا به ضلع ديره اسماعيل خان پيوسته است ، و طولا 90 ميل و عرضا از شمال به جنوب 40 ميل مساحه دارد [ ( 1 ) ] يكى از مشاهير اين شهر ملك القضاة صدر جهان فيض الله بن زين العابدين بن حسام بنيانى است كه بدربار محمود شاه بيگاده از پادشاهان گجرات ميزيست ، و بسال 903 ه از طرف آن پادشاه به محمد آباد دكن بسفارت رفت ، وى در همين سال كتاب مجمع النوادر خود را به زبان پارسى مشتمل بر نوادر حكايات شاهان ، پيغامبران ، زهاد ، علماء ، فلاسفه ، وزراء و امراء نوشت ، و در سال 907 ه در همان شهر تاريخ محمود شاهى يا طبقات محمود شاهى را به تبع طبقات ناصرى منهاج سراج و تكميل وقايع ما بعد آن تاليف داشت . مخفى نماند كه اين بنون بنيان را البلاذرى بنام بنه مرادف الهاور بين ملتان و كابل نويسد [ ( 2 ) ] در حالى كه فخر مدبر مباركشاه به شكل ( بنو ) در مورد شهر كنونى ضبط كرده [ ( 3 ) ] و بابر نيز عين همين نام را در شحر سرزمين افغانان بجنوب كابل با فرمل و نغر آورده است [ ( 4 ) ] ( براى تكميل اين مبحث ، رك : 77 )
هامش
[ ( 1 ) ] حيات افغانى ص 478
[ ( 2 ) ] فتوح البلدان ، ليدن ص 433
[ ( 3 ) ] آداب الحرب ص 12
[ ( 4 ) ] با برنامه ص 118