تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
پولادسورى غورى در سال ( 139 ه ) در منديش غور امير شد ، و همين پادشاه در زمين داورد پايتخت زمستانى خويش قصرى را مانند منديش آباد كرد [ ( 1 ) ] مينورسكى مىنويسد كه منديش مسكن اصلى آل شنسب در دامنهء كوه بلند زار مرغ افتاده بود [ ( 2 ) ] وى علاوه بر معلومات طبقات ناصرى اطلاعات ديگرى را ازين جاى نداده ، و ارباب مسالك هم ذكرى از ان نه كرده‌اند فرحى شاعر دربار غزنه در مدح حسنك وزير قصيده‌يى دارد ، كه دران به تلميح و ايهام نام سه قلعهء معروف ( سو ، مرنج ، منديش ) آمده كه بقول گرديزى حصارهاى حفظ خزاين سلطانى بودند ، و ما از اشعار مسعود سعد سلمان هم در مىيابيم ، كه اين شاعر مظلوم مدتها در حصارهاى ( سو - مرنج ) محبوس بود ، و اين حصارها خيلى محكم و منيع بودند ، فرخى گويد ( در مدح حسنك كه عنقريب خزاين را از اموال پر خواهد كرد ) .
آن مال كز ميانه ببردند دانك دانك * بستاند و بتنگ فرستد سوى حصار ديدى تو زو ، مرنج ، و مينديش تا ترا * زان مالها بنا كند و پر كند چو بار اى شاه قلعهاى دگرساز كاين وزير * سالى دگر بزربينبارد اين حصار [ ( 3 ) ]
اما سنگه كه بقول منهاج سراج دار الملك منديش بود ، و آن را خول مانى مىگفتند [ ( 4 ) ] معرب آن سنجه است ، كه بقول ياقوت از مشهورترين بلاد غور بود ، وى گويد : « سنجه بكسر اوله بلد بغرشستان و هو الغور معروف عندهم [ ( 5 ) ] هكذا ابن اثير سنجه را از شهرهاى غور نوشته است ، [ ( 6 ) ] كه موقعيت اصلى منديش و سنگه را نمىتوان اكنون به صورت يقين تعين كرد ، و ياقوت گويد : كه سنجه و بيوار از شهرهاى غرجستان است و كسى
هامش
[ ( 1 ) ] پته خزانه ، ص 31 [ ( 2 ) ] ترجمهء حدود العالم ، ص 343 - [ ( 3 ) ] ديوان فرخى طبع عبد الرسولى تهران ، ص 194 [ ( 4 ) ] به تعليق ( 42 ) رجوع شود [ ( 5 ) ] مراصد الاطلاع : ص 224 - 225 [ ( 6 ) ] الكامل ص 75 ج 11 -