تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
طرسوس بود ، مؤلفاتش به بيست و اند ميرسد ، از مؤلفاتش غريب الحديث ، و غريب المصنف و كتاب الامثال ، و كتاب فضايل القرآن و ادبه و كتاب المواعظ و غيره مشهور است ، و بسال ( 223 ه ) از جهان رفته [ ( 1 ) ] كه ابن نديم در الفهرست بيست و اند كتاب او را در غريب الحديث و معانى قرآن و ادب و شعر و لغت و نحو و غيره مىشمارد [ ( 2 ) ]

( 15 ) جروم

بدانكه اصطلاح گرمسير و سردسير از مدتهاى بسيار قديم در افغانستان معمول بود ، گرم سير تاكنون هم بر اراضى جنوبى اين مملكت كه از جنوب غرب قندهار و ريگستان آنجا آغاز و تا سيستان و چخانسور ميرسد ، اطلاق ميگردد عربها كلمه گرم را باصول تعريف ( جرم ) و سرد را ( صرد ) كردند ، طورى كه اصطخرى گويد : از روى نباتاتيكه درين مناطق ميرويد ، به سرد و گرم تقسيم نمودند ، و جروم را تا اراضى كرمان اطلاق و فقط حصهء شمالى آن را صرود گفتند ، [ ( 3 ) ] كه باصطلاح زبان عرب جمع جرم جروم و از صرد صرود مىآيد ، و اين كلمات در اوايل و رود عربها بسر زمين كرمان و سيستان و گرم سير در بين آنها مستعمل گرديد ، بلاذرى در ذيل فتوحات سند مىنويسد : كه عباد بن زياد از سجستان به هندمند ( هلمند ) و كش و قندهار گذشت و ابن مفرغ گويد : كم بالجروم و ارض الهند من قدم و من سراينك قتلى لاهم قبروا [ ( 4 ) ] در اين جا مقصد از جروم همين گرم سير موجودهء جنوبى غربى قندهار است ، كه اكنون هم از جنوب بست و گرشك و مجراى هلمند گرفته تا حدود جنوبى افغانستان و چخانسور سيستان در حكومتى گرم سير شامل است . از تاريخ بيهقى چنين پيدا مىآيد ، كه كلمهء گرم سير مثليكه اكنون متداول است در عصر غزنويان هم مصطلح بود ، و اصطلاح جروم مخصوص جغرافيا نويسان عرب و كسانى كه از انها اقتفا مىكردند ، بوده است . مثلا در جائى از زبان امير مسعود مىنگارد ، كه بو بكر دبير بسلامت رفت سوى گرمسير ، تا از راه كرمان سوى عراق و مكه رود [ ( 5 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] آداب اللغة العربيه ص 104 ج 2 [ ( 2 ) ] الفهرست ص 71 [ ( 3 ) ] جغرافياى تاريخى ايران ص 114 و پارسى پيش از مغل در هند ، ص 19 [ ( 4 ) ] فتوح البلدان ص 440 [ ( 5 ) ] بيهقى ص 72 -