( 12 ) زال زر
در تاريخ سيستان كه مؤلف آن مجهول است گويد : « اما زرنگ بدان گفتند كه بيشتر آبادانى رودها و كشت زارها زال زر ساخت ، چنان كه زالق العتيق گويند اندر پيش زره و زالق الحديث كه معرب كردهاند ، آن زال كهن است ، و زال نو ، و او را مردمان سيستان زرورنگ خواندندى ، زيرا كه موى او راست بزر كشيده مانستى . . . . » [ ( 1 ) ] محشى فاضل تاريخ سيستان مرحوم بهار مينويسد : كه وجهء تسميهء زال بواسطهء اين نباشد ، كه موى او بزر كشيده شبيه بوده است ، در كتب لغت فارسى و در تتبع كتب پهلوى معلوم شده است ، كه زال و زار و زروان و زرفان و زرهان و زرهون و زربان و زرمان همه از يك ريشه و بمعنى پير و صاحب موى سپيد است ، و درين معنى فرهنگهاى فارسى هم اگر چه معانى مجازى را غالبا اصل گرفتهاند ، ليكن معلوم ميدارد ، كه ريشهء لغت در استعمالات بعد از اسلام تا اندازهيى محفوظ بوده است ، و زال را چون موى سپيد بوده است زال گفتهاند ، يعنى پير و سپيد موى .
اين بود راى مرحوم بهار ، نسبت بوجه تسميه و ريشهء اين نام ، كه عين اين كلمات در زبان پشتو كه با السنهء اوستا و پهلوى خيلى نزديكى دارد ، به صورت خوب تطبيق مىگردد ، زيرا در پشتو كلمهء ( زور ) كه حرف آخر آن راى مثقله است ، تاكنون بمعنى پير و كهن سال و سالخورده است ، و از روى فقه اللغه نيز ثابت است ، كه ( ر ) به ( ر ) مثقلهء پشتو و هم به لام كه حرف قريب المخرج آن است ، تبديل مىگردد ، و زيادت و حذف حروف علت از نظر فيلالوژى قيمتى ندارد .
( 13 ) شيئت
مؤلف اين كلمه را در موارد ذيل استعمال كرده :
« ناگاه اسپى از دشت درآمد ، و بر در سراى پردهء او بايستاد ، بر صفتى
هامش
[ ( 1 ) ] تاريخ سيستان ص 23 -