رواياتى است ، كه مولانا از اشخاص ثقه و ثابت القول شنيده و يا مشاهدات خود او است .
وقايع سلطنت غوريان و خروج كفار مغل و چنگيزيان . و غزوات غور و تولك و غيره ، و بعد از ان حوادث هندوستان و احوال ملوك و امراى آنجا تماما در قسمت مشاهدات مولانا داخل است ، و برخى هم ازين حوادث سماعهاى اوست كه در هر مورد راوى را نيز ذكر مىكند ، خوانندگان محترم كتاب مىتوانند ، مشاهدات مولانا را در طبقات صفاريان و غوريان و ملوك سيستان و غزنويان و احوال سلطان التتمش و ديگر ملوك معزيه و امراى شمسيه ، و در طبقه ( 23 ) مفصلا بخوانند ، اينها وقايعى است ، كه مولانا ديدار كرد ، و به نوشتن آن مبادرت ورزيد .
برخى از سماعهاى وى نيز در كتاب موجود است ، و خود مولانا از اشخاصى شنيده ، كه بر قول آنها اعتمادى توان كرد ، و درين مورد در ديباجهء كتاب گويد :
هر چه كردم سماع بنوشتم * اصل نقل و سماع گوش بود
در آخر كتاب نيز از نقل و سماع خويش چنين حكايت كند :
« اين قدر كه در وسع و دائرهء سماع و نقل اين داعى بود در قلم آورد . . . [ ( 1 ) ] » چون مولانا در دربار دهلى مناصب بزرگى را دارا بود ، و هم بدربار راهى داشت ، و با ملوك و امراء مصاحبت مىورزيد ، بنابران اغلب اشخاص ثقه كه از خراسان و ما وراء النهر و غيره بهند افتادهاند مولانا از انها ديدارى كرد ، و روايتى را نقل نموده است ، كه از ان جمله است سماع و روايت از معلم خويش امام على غزنوى [ ( 2 ) ] و خواجه مقبول القول رشيد الدين حكيم بلخى [ ( 3 ) ] و سيد اشرف الدين پسر سيد جلال الدين صوفى سمرقندى كه در سال ( 657 ه ) به تجارت به حضرت دهلى آمده بود [ ( 4 ) ] و سماع از بندگان يوزبك طغرل خان كه تقرير ايشان اعتماد را شايد [ ( 5 ) ] و سيد اجل بهاء الدين رازى [ ( 6 ) ] و خواجه احمد وخشى كه شخصى صادق القول بود [ ( 7 ) ] و پسر ملك ركن الدين
هامش
[ ( 1 ) ] اواخر طبقه 23
[ ( 2 ) ] طبقه 23 ذكر اوكتاى
[ ( 3 ) ] طبقه 23 حكايت عجيب
[ ( 4 ) ] طبقه 23 ذكر پركا
[ ( 5 ) ] طبقه 22 ذكر يوزبك طغرل خان .
[ ( 6 ) ] طبقه 23 ذكر چنگيزخان
[ ( 7 ) ] طبقه 23 وقايع اسلام