سبكتگين بود دودمان او را آل سبكتگين يا آل ناصر نيز مىگفتهاند ، چون دوران سلطنت سلطان معز الدين از ( 569 تا 602 ه ) دوام كرده بنابران حد وسط سال تحرير منتخب ناصرى را هم در حدود ( 580 ه ) بايد پنداشت .
( 11 ) نسب نامهء غوريان :
اين كتاب را ملك الكلام فخر الدين مبارك شاه كه از اجلهء صدور و رجال دربار فيروز كوه بود ، باسم سلطان علاء الدين حسين جهانسوز در قلم آورد ، و نسب سلاطين نامدار غور را در سلك نظم كشيد مولانا اين كتاب را در حرم خداوند ملكهء جهان جلال الدنيا و الدين ماه ملك بنت سلطان غياث الدين محمد سام ، كه همشير و هم مكتب مادر وى بود ، و او را همچون پسر در حجر تربيت و اصطناع خويش پروردى ، در شهور ( 602 ه ) در پيش تخت معظم او در نظر آورده است و هم دران موقع از لفظ آن زبيدة الزمان شنيد ، كه چون بعضى از كتاب و تاريخ در نظم آمد ، مگر بسبب تغير مزاج كه فخر الدين مبارك شاه را ظاهر شد ، اين نظم را مهمل بگذاشت ، تا چون تخت مملكت بشكوه و فر همايون سلطان غياث الدين محمد سام زيب و جمال گرفت ، اين تاريخ بالقاب مبارك او مزين گشت ، و تمام شد [ ( 1 ) ] مولانا افسوس مىكند : كه در حين نگارش طبقات به آن كتابيكه در بلاد غور در نظر آورده بود ، دسترسى ندارد ، و به سبب فتنهء مغول و تفرقهء ديار ، و اختلاف اطراف كه از يغماى آن قوم پيدا آمده ، امكان نقل كردن از ان تاريخ نيست ، ولى با وجود آن برخى از مطالب كه در مورد انساب شاهان غور از ان كتاب بخاطر مولانا بود ، آن را در كتاب طبقات نقل كرد . و بنابران نسب نامهء فخر الدين مبارك شاه از منابع معلومات مولاناست ، اما مؤلف نسب نامه كه فخر الدين مبارك شاه بن حسن مروروذى باشد ، از اجلهء صدور و رجال بزرگ دربار سلاطين غور بود ، و در فصاحت و شعر و سخاء و اكرام و قضاى دربار سلاطين غور بوده است ، وى تاريخ و نسب نامهء سلاطين غور را بشيوهء مثنوى در بحر متقارب بنظم آورده است ، و قطعهيى از ان را معين الدين اسفزارى در كتاب روضات الجنات فى اوصاف مدينه هراة
هامش
[ ( 1 ) ] آغاز طبقه 17 -