تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
مدققين هندى گفته‌اند ، در كتب خانه‌هاى بزرگ هند و اروپا از آن سراغى ندارند ، گويا كتاب مذكور تا كنون مكشوف نيست . اگر اين كتاب منظوم مولانا در بين مىبود ، آن وقت مىتوانستيم ، راجع به شعر وى و براعت سخن منظوم او مفصلا و با اقامهء حجت و برهان سخن گوئيم ، ولى اكنون كه منظومات محدود مؤلف در دست است نمىتوان على وجه التفصيل درين مبحث داخل شد . يك رباعى كه اخبار الاخيار مولانا عبد الحق بحوالت شيخ نظام الدين نوشته كه مولانا در دوران تذكير و موعظت گفت ، معلوم نيست كه ازوست يا از شخص ديگرى در دوران خطابت و موعظت تضمين كرده ، در منظومات ديگرى كه مولانا بموارد مختلف در طبقات نوشته ، استحكام و متانتى نمايان است ، كه نمىتوان آن را از دستهء اشعار خوب زبان بيرون شمرد ، مثلا غزل شكر كه در طبقهء اول در آخر مبحث القاب همايون حضرت محمد ( ص ) سروده ، در روانى و انجام و متانت خويش از سرآمد آثار زبان بشمار خواهد آمد ، و مطلع آن اين است :
اى مر دهان تنگ ترا تنگها شكر * شاخ نبات تست بر آونگها شكر
مقطع اين غزل نيز اقتدار و نيروى طبع ، و وسعت عرصهء سخن را براى شاعر پديد مىآورد ، آنجا كه گويد : -
منهاج راست عرصهء ملك سخن فراخ * كز نعت تست در دهنش تنگها شكر
در برخى از موارد مولانا اشعار عربى و فارسى را در ضمن نثر خود آورده و اشارتى نكرده ، كه اشعار مذكور از كيست ؟ چون تحقيق اين مسئله استقراء و تصفح زياد مىخواست ، و كتب و مراجع لازمه در وقت تحرير اين مقال پيش من نبود آن را بآينده گذاشتم ، و از خوانندگان خود درين باره پوزش مىطلبم ، چون اشعار و قصايد مولانا در متن كتاب آمده ، و خوانندگان محترم هم خوانده مىتوانند ، در اين جا به نقل مكرر آن نيازى نيست ، و همين نگاه مختصر بسنده است . در اين جا بى مناسبت نيست ، كه راى يك نفر دانشمند معاصر را كه در كلمات مختصر راجع به قصايد مولانا نوشته اقتباس كنم ، پروفيسور عبد الستار صديقى كه از دانشمندان هند است در مقالتى كه بر شاعرى مولانا نوشت ، چنين گفت : -