راورتى مىنويسد : كه در نسخهء خطى نمبر ( 1982 ) انجمن بنگال و نسخهء بودلينا در همهء موارد بين دو كلمه منهاج و سراج ( بن ) نوشته شده ( منهاج بن سراج ) و مستر بلوخمن در مجلهء انجمن آسيائى بنگال ( 1876 ع ) گويد ، كه ( منهاج السراج ) باضافت نمىتواند ، قرار اصول عربى معنى منهاج بن سراج را افاده كند [ ( 1 ) ] چون درين موضوع ضبط خود مؤلف ثقه تر و معتبرتر است ، بايد ذيلا يك يك آن را جداگانه توضيح كرد :
نام وى : ابو عمر منهاج الدين عثمان كه ، به صورت مختصر ( منهاج سراج ) باشد .
نام پدرش : سراج الدين محمد ، كه خود مؤلف ، مولانا سراج منهاج [ ( 2 ) ] و سراج الدين منهاج [ ( 3 ) ] و افصح العجم اعجوبة الزمان سراج الدين منهاج [ ( 4 ) ] نوشته است .
نام جدش : مولانا منهاج الدين عثمان [ ( 5 ) ] نام جد دوم : ابراهيم [ ( 1 ) ] نام جد سوم : امام عبد الخالق جوزجانى [ ( 1 ) ] كه مورث بزرگ و مؤسس اولين اين دودمان علمى است .
جوزجان ، گوزگانان ، مسكن اجداد مؤلف
مولانا نسبت خود را جوزجانى مىنويسد . كه راورتى در تمام كتاب جرجانى نوشته براى مهملهء قرشت . و اين ظاهرا سهويست كه طابعين كلكته هم مرتكب شدهاند ، حتى راورتى در ذيلهاى ملحقه و حواشى كتاب ، وى را منسوب به ( جرجان ) دانسته ، كه اين هم اشتباهى است .
طورى كه گذشت ، اجداده مولانا ساكن جوزجان يا جوزجانان يا گوزگانان بودهاند ، و امام عبد الخالق از آنجا به حضرت غزنه افتاد ، و بعد ازين اجداد مولانا اندرين شهر و مركز سلطنت ميزيستند ، و پس از ان بغور و لاهور انتقال كردهاند .
بنابران مولانا به واسطهء موطن اصلى اجداد ، نسبت خويش را جوزجانى
هامش
[ ( 1 ) ] ترجمة طبقات ناصرى ج 2 ذيل ص 1296
[ ( 2 ) ] طبقه 17 - ذكر غياث الدين محمد
[ ( 3 ) ] طبقه 14 ذكر ناصر الدين
[ ( 4 ) ] طبقه 18 - ذكر بهاء الدين سام و طبقه 16 ذكرتكش
[ ( 5 ) ] طبقه 11 - ذكر سلطان ابراهيم