على رضى اللّه عنه مخصوص بوده است از حديث مصطفى صلى اللّه عليه و سلم بدانستن اين [ ( 1 ) ] اسرار از جملهء صحابه . و اگر افترا بودى هرگز راست نيامدى و بصدق نه پيوستى .
چون [ جمله ] حال بر وجه صدق ظاهر شد ، چنانچه ( در ) بيان فرار و فوت پادشاه ايران گفته است ، كه بر كنار دريائى باشد ، همه عقلاى عجم و ايران را معلوم است ، كه فرار محمد خوارزم شاهى از پيش مغل همچنان بود ، كه فرار كبوتر ، از پيش عقاب ، و موت او رحمة اللّه عليه بر كنار ( هء ) درياى مازندران بود ، و چون معلوم شد ، كه وصف آن جماعت و وقت خروج ايشان ، و فرار پادشاه مسلمانان و خراب شدن شهرهاى اسلام بصدق گفته است ، بايد كه آخر قصيده كه مقصود است بر انتهاء دولت كفار مغل [ و نيست شدن ايشان بر دست پادشاهان اسلام بر زمين شام ] هم صدق باشد ، و چون در آخر قصيده كه تعيين [ ( 2 ) ] كرده است هلاكت ايشان در كدام زمين باشد ، و آن زمين را [ چگونه ] خلق گفته است [ ( 3 ) ] و خلق زمين دمشق و [ خلق ] شام و سرحدهاى آنست و اين [ ( 4 ) ] جماعت ( در ) اين زمان بدان زمين رسيدهاند ، و قتال ايشان با لشكر حلب و شام است ، و هيچ شبهت نماند ، كه هلاك ايشان هم به خوردن آب فرات و هم به شرط قتال با لشكر حلب و هم به نصف قران بود ، كه در سنه تسع و عشر باشد ، تا سنه احدى ، يا كم و بيش آمده است [ ( 5 ) ] كه حق تعالى دو رفتنهء آن جماعت ( را ) منقضى گرداند ، و آتش فساد ايشان ( را ) به آب انتهاء منطفى كند [ ( 6 ) ] و باد بيداد آن طايفه كه در فضاء دور امت احمد [ ( 7 ) ] صد هزار گرد در انگيخته [ ( 8 ) ] است ، بقدرت بى شبهت بنشاند ، انشاء اللّه تعالى [ ( 9 ) ] چون ذكر انقراض دولت كفار مغل ثبت افتاد ، خواستم كه ختم اين كتاب طبقات ناصرى بر فتنه و بلاى كفار نباشد ، و از ان جماعت و خانان ايشان
هامش
[ ( 1 ) ] مط : آن
[ ( 2 ) ] مط : يقين
[ ( 3 ) ] مط : گفتهاند
[ ( 4 ) ] مط : آن ،
[ ( 5 ) ] مط : قرآن بود كه آن سنه تسع باشد يا سنه احدى ، يا كم و بيش بيك دو سال آمده است
[ ( 6 ) ] مط : گرداند ،
[ ( 7 ) ] مط : دور محمد
[ ( 8 ) ] مط : برانگيخته
[ ( 9 ) ] ازينجا بريدگى نسخهء مب پس آغاز مىشود ،