تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
و تا بدين غايت كه تاريخ اين طبقات است ، سنه ثمان و خمس و ستمائة از فرزندان توشى همان يك پادشاه باقيست « حق تعالى سلطان اسلام را در ارتفاع مدارج شاهى ( سالهاى بسيار نامتناهى ) باقى داراد [ آمين ] » [ ( 1 ) ]

الرابع اوكتاى [ ( 2 ) ] ( بن ) چنگيزخان

چون چنگيزخان درگذشت ، اوكتاى را به پادشاهى وصيت كرد اگرچه چغتاى [ ( 3 ) ] از اوكتاى مهتر بود ، اما چغتاى قتال و ظالم بود چون اوكتاى بتخت نشست وصيت چنگيزخان بجاى آورد ، و تمامت خلق تنكت را از زن و مرد بقتل رسانيد ، و از آنجا به طرف تركستان بازگشت ، و ممالك تركستان را ضبط كرد ، و به اطراف خراسان و عراق و طرف غور و غزنين فوج [ ( 4 ) ] حشم نامزد گردانيد ، و كارهاى مملكت بر جاده معدلت و حشم دارى و رعيت‌پرورى آغاز نهاد ، وا [ و ] كتاى در ذات خود بغايت كريم ، و نيكو خلق ( بود ) و مسلمان دوست عظيم بود [ ه ] و در تعظيم و فراغت اهل اسلام جد تمام مىنمود ، و در عهد او مسلمانان كه در مملكت او بودند مرفه الحال و با حرمت بودند [ ( 5 ) ] و در دور پادشاهى او در جملهء شهرهاى تنكت و طمغاج و تبت و بلاد چنين مساجد ( بنا ) شد ، و جمله قلاع و حصن‌هاى زمين مشرق را به جماعت امراء اسلام داد ، و امرائى را كه از ايران و توران برده بودند ، در شهرهاى تركستان [ و ] بالا ( و ) زمين طمغاج و تنكت ساكن كرد ، و فرمان داد ، تا مسلمانان را بلفظ يار و برادر ياد كنند و مغلان را فرمان داد ، تا دختران را به مسلمانان دهند [ و ] اگر كسى به خطبت [ ( 6 ) ] اولاد ايشان ، رغبت نمايد ، منع نه كنند ، و در جملهء بلاد مشرق نمازهاء جمعه [ ( 7 ) ] قايم گشت [ ( 8 ) ] و مسلمانان دران بلاد ساكن شدند ، و قصبات و شهرها ( ى خود
هامش
[ ( 1 ) ] كلمات بين « . . . . » در مب نيست [ ( 2 ) ] مط و مب : اكتاى [ ( 3 ) ] اصل : جقتاى [ ( 4 ) ] مط و مب : افواج [ ( 5 ) ] مط و مب : . . . بود بعهد او مسلمانانى كه در ممالك او بودند مرفه الحال و با حرمت بودند و در تعظيم و فراغت اهل اسلام جد تمام مىنمود و در دور . . . [ ( 6 ) ] اصل : بخطيب [ ( 7 ) ] اصل : جمع [ ( 8 ) ] مط و مب : شد