تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
آن جهانداريكه سقف چرخ از ايوان او * در علو مرتبت گوئى فروردين پوشش است فرق فرقد سادر است و دست و پاى دولتش [ ( 1 ) ] * فرتاج است و نگين و زيب تخت و بالش است سكه را زالقاب ميمونش چه اندازه است فخر * خطبه را از اسم همايونش چه پايه [ ( 2 ) ] نازش است راحت دلهاست روح عهد او با روح خلق * بندگى دودمانش زانكه در آميزش است چاكر ايوان او هر جا كه ترك و تاجكى [ ( 3 ) ] * بندهء فرمان او هر جا كه هند و گبرش [ ( 4 ) ] است وارث ملك به حق ديدش ز سلطان شمس دين [ ( 5 ) ] * هر كه را از انصاف در چشم بصيرت بينش است دولتش حساد را در هر زمان صد شيو نشت [ ( 6 ) ] * صولتش احباب را در هر مكان صد رامش است گرچه بشگفتش [ ( 7 ) ] گل دولت ولى از صد يكى * چون نهاليست او كه باغ [ ( 8 ) ] ملك او نوبالش [ ( 9 ) ] است تيغ زنگاريش چون شنگرف ريز آمد بطبع [ ( 10 ) ] * شاخ و برگ نفس [ ( 11 ) ] و عمر دشمنان در ريزش است از نهيب زخم گر ز گاو سارش [ ( 12 ) ] بين كه چون * راكب شير فلك در لرزه [ ( 13 ) ] و در تابش است تا نواى بزم ملكش راست شد زير او فتاد * حاسد اندر چنگ غم چون زير اندر نالش [ ( 14 ) ] است
هامش
[ ( 1 ) ] كذا در مط ، اصل چنين است :فرق فرقدساى دست و ضبط پاى دولتش .ارباب ذوق بر خلاف ضبط مط و اصل اين مصراع را با دوم لف و نشر مرتب دانند و چنين خوانند : ( فرق فرقد ساور است و دست و پاى دولتش ) و اين اقرب به صحت به نظر مىآيد . [ ( 2 ) ] مط و پ : مايه . فرشته : پايه [ ( 3 ) ] مط : تازكى . پ : نازى تلفظ امروزه مردم افغانستان تاجك است ، كه مطابق اصل است [ ( 4 ) ] مط : گبرش ، اصل : اكدش . يكى از مآخذ مط : اكدش . پ : اكرش [ ( 5 ) ] مط : شمس الدين [ ( 6 ) ] كذا در اصل . مط : شومت است [ ( 7 ) ] اصل : نشگفتش كلى [ ( 8 ) ] پ : كه باقى [ ( 9 ) ] پ : مالش [ ( 10 ) ] كذا در اصل : مط و پ : مطيع [ ( 11 ) ] مط : برگ نقش عمر [ ( 12 ) ] پ : كافسر سارش [ ( 13 ) ] پ در كوزه [ ( 14 ) ] مط : زير زان در نالش . پ : مانند متن .