تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
نصب كرد و بازگشت ، و چون سلطان غازى مراجعت كرد ، خسرو ملك لشكرهاى هندوستان و حشر [ ( 1 ) ] قبايل ( كوكهران ) جمع كرد ، و بدر سيالكوت ( آمد ) و مدتها بنشست و بىمراد مراجعت كرد ، بعد از ان سلطان غازى در شهور سنه اثنى و ثمانين و خمسمائه بدر ( شهر ) لوهور آمد ، و چون كار دولت محمودى به آخر انجاميده بود ، و آفتاب ( دولت ) و سلطنت سبكتگين بغروب رسيده ، و دبير قضا پروانهء عزل خسروى و ملكى [ ( 2 ) ] در قلم قدر آورد [ ( 3 ) ] خسرو ملك طاقت مقاومة نداشت ، بوجه صلح پيش آمد ، تا با سلطان ملاقات كند [ ( 4 ) ] بيرون آمد ، و مأخوذ و محبوس گشت ، و لوهور سلطان غازى را مسلم شد ، و ممالك هندوستان در ضبط آمد ، و سپه‌سالار على كرماخ [ ( 5 ) ] را كه والى ملتان بود ، بلوهور نصب فرمود و پدر اين كاتب مولانا ( اعجوبة الزمان افصح - العجم ) سراج الدين منهاج عليه الرحمه قاضى لشكر هندوستان گشت و تشريف سلطان معز الدين پوشيده ، و در بارگاه لشكر مجلس علم عقد كرد ، و دوازده شتر به جهت نقل كردن كرسى او نامزد شد ، رحمة اللّه على السلاطين الماضين - المتقدمين و الملوك المسلمين الباقين . بعد از آن سلطان غازى مراجعت فرمود به طرف غزنين ، و خسرو ملك را با خود ببرد ، و از حضرت غزنين به خدمت درگاه سلطان اعظم غياث الدنيا و الدين طاب ثراه ، به حضرت فيروز كوه فرستاد ، و او را از آنجا [ به غرستان ] به قلعهء بلروان حبس كردند ، و پسرش بهرامشاه به قلعهء سيفرود غور [ ( 6 ) ] باز داشت و چون در شهور سنه سبع و ثمانين و خمسمائه عصيان [ آورد ] و فتنهء سلطانشاه خوارزمى ظاهر شد ، خسرو ملك و پسرش را شهيد كردند . بعد از آن سلطان غازى ، لشكر اسلام را مستعد گردانيد ، و به طرف قلعهء تبرهنده [ ( 7 ) ] آمد ، و آن قلعه را فتح كرد ، و بملك ضياء الدين
هامش
[ ( 1 ) ] مط : و چند قبايل [ ( 2 ) ] مط : عزل خسرو ملك [ ( 3 ) ] مط : در قلم تقدير آورده [ ( 4 ) ] اصل : بيش آمد و بدانكه ملاقات باشد بيرون [ ( 5 ) ] اين نام در تواريخ هند مانند معصومى ( ص 272 ) و تاريخ مباركشاهى ( ص 6 ) و طبقات اكبرى ( 1 : 16 ) كرماخ است . به حواشى مبحث امير بنجى طبقه 17 رجوع كنيد . [ ( 6 ) ] بعضى نسخ راورتى : سنقران غور [ ( 7 ) ] مط : سرهنده . اصل : تبرهنده ، اين نام را مورخان بصور مختلف آورده‌اند : طبقات اكبرى و خلاصه التواريخ : سرهند . تاريخ الفى و زبده التواريخ : تبرهنده ، لباب الالباب : تبرهنده كه اكنون بتهنده گويند . فرشته : پتهنده . راورتى گويد : كه اينجا در چند صد ميل غربى تهانيسر واقع است .