تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
ميرزا محمد خان سپهسالار هر قدر ظاهر بدى داشت ولى باطنا از نيكان عالم شمرده ميشد اولا مرد دولتخواهى بود و هيچيك از وزرا و امراى ايران مثل او بصدق و دولتخواهى نداشتند ثانيا قلب رحيمى داشت با نهايت خست ظاهرى كه لازمهء طايفه دولوى قاجار است در باطن به فقرا و مساكين على الخصوص بشاهزادگان و امراى معزول بىچيز رعايت مالى مينمود و كينهء بسيار كمّى داشت اما در حقوق دوستى ثابت‌قدم بود طمع زيادى در اخذ مال داشت ليكن باندازه‌اى كه طرف مقابل ممنون در دادن آن بود بماكولات از هر قبيل نهايت ميل را داشت چنانچه شبها از خانه آشنايان و اقوام بايستى حتما بقول خودش كاسه همسايه به جهت او بياورند و از يكظرف خورش مرغ بيشتر ممنون ميشد تا يكطاقه شال و بيشتر اوقات بواسطهء كثرت اكل مجبور به تنقيه بود و هميشه عبد اللّه خان محرمش در اطاق مخصوص كه نزديك بمجلس صدارت بود اسباب تنقيه حاضر داشت و بيشتر اوقات قبل از شام مبادرت باينكار ميكرد كه امعاى خود را خالى نموده و مستعد خوردن شام شود و بميرزا سيد رضى طبيب اعتقاد كامل داشت هر وقت مبتلا بثقل ميشد ميرزا سيد رضى در معالجه ميكوشيد خط بسيار بدى داشت بد خطى او ضرب المثل است سواد و كمال بهيچوجه نداشت ميگفتند چندان هم در جنگ و جدال رشيد نبود اولاددوست بود و مكنت زيادى بعد از خود گذاشت اما اولاد ناخلف او در مدت اندكى مكنت او را بباد دادند و بعد از فوتش در خراسان چند نفر از رجال دولت كه مأمور تعيين اموال او بودند از نقد و جنس و جواهر و طلاآلات سرمايه و اندوخته زيادى بردند مخصوصا يكنفر كه ذكر او روا نيست چند نفر ميرزايان خط ساز نيشابور را دور خود جمع كرده بعضى دستخطها و حواله‌ها كه بمباشرين و عمال نوشته شده بود ساختند و به او دادند وى به همين دستاويز بموجب آن نوشتجات صاحب مال وافر شد و چون خود اين مرد داخل در عمل ديوان بود و كفالت امور داشت لهذا آن نوشته‌هاى مصنوعه را اجرا نمود و وجوه آن را بحيطه وصول رسانيد .