تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو ، اگرچه ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم صدارت كبرى داشت ولى نظم دارالخلافه طهران هم علاوه بادارات او شد و دستخط مبارك كه به او صادر شده است از قرار ذيل است : « نظم دار الخلافه طهران و توابع آن از عمل خالصه‌جات ديوانى و غيره از تاريخ بيست و سيم محرم الحرام سنه هزار و دويست و هشتاد و دو اودئيل و ما بعدها بسپهسالار اعظم محول و موكول فرموديم و نيك و بد كل امور داخله را از ايشان ميخواهيم » . درينسال كتاب قانونى براى انتظام عمل نظام به حكم سپهسالار اعظم ترتيب يافت و امر كرد كه آن را طبع نمايند . سنهء هزار و دويست و هشتاد و سه ، چون ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم بيشتر جنبهء امارت و لشكرى داشت بطور وافى از عهدهء وزارت كشورى برنميآمد حواشى مجلس او بيشتر از مردمان سپاهى بودند كه اهل سيف و علمند ، نه اهل تدبير و قلم ، و بسا اتفاق ميافتاد كه كار ده نفر سرباز صورت ميگرفت و امور مستوفيان و اهل قلم و مردان كشورى معوق ميماند و در آنزمان وزراى بزرگ تربيت شده بودند كه با همه فضل و بلاغت و تدبير و كياست بر آنها شاق بود كه بصدارت شخص سپاهى كه مطلع از پاره‌اى عوالم نيست تمكين كنند لهذا اينجماعت خود متدرجا استقلال يافته و رأى بيضاضياى همايونى بر آن تعلق يافت كه هر وزيرى مستقلا به كار خود رسيدگى كند و در ايام معينه عرايض خود را بحضور مبارك برساند و نفس نفيس همايونى بخلاصهء مطالب آنها رسيدگى فرمايند آنگاه وزارتخانه‌ها را تقسيم كردند و ميرزا يوسف مستوفى الممالك ( صدر اعظم بعد ) وزارت داخله يافت و در جميع معاملات و محاسبات ولايات و ادارات عموما و در كارهاى راجعهء بآذربايجان و كردستان و قم و ساوه و زرند خصوصا اختيار و اقتدار يافت . در ربيع الاول وزارت جنگ و نظم قشون بعزيز خان سردار ، راجع شد و هريك از وزرا مستقلا به كارهاى خود پرداختند و ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم از صدارت