كشور و امارت لشكر در ماه صفر المظفر معزول شد و محض پاس حقوق خدمات او صلاح نديدند كه او را بيكار گذارند لهذا او را به ايالت خراسان و سيستان و استراباد و شاهرود و بسطام و دماوند و فيروزكوه و كمره و جاجرم و نردين و حكومت خوار و سمنان و دامغان سرافراز نمودند و او را به چندين ولايات معظمه و ايالت روانه داشتند و او باشكوهى تمام به آن صفحات رفت .
ميرزا محمد خان سپهسالار اعظم در زمان صدارت خود با اهالى طهران و ساير بلدان نيكو رفتار كرده باعمال مردم زياد نپيچيد كينهتوزى و دشمنسوزى و ستيزهگرى نداشته است . نان كسى را نميبريد و بدنفسى نداشت فقط فحاشى را پيشهء خود كرده نهايت صدمت او دشنام بود و دشنام او هم از روى قهر و غضب باطنى نبود بلكه ميخواست به اين وسيله بعضى مردم از او تمناى بى جا نكنند و اصرار و سماجت در كار نداشته باشند .
ميرزا محمد خان سپهسالار در تكيهء كلام خود ( درينجا در آنجا ) بسيار ميگفته و بهرجا كه سخنى در ميان ميآورد كلمه اينجا و آنجا را تكرار ميكرده است وقتى كه تغير داشته است بمخاطب خود ميگفت : درينجا پدر . . . در آنجا زن . . . ) درينجا كه منصب نميدهند در آنجا چنين گفتى نهايت فحاشى را داشت . وقتى در حضور همايونى از دشنام او شكايت كردند اعليحضرت همايونى به او نهى فرمود كه ديگر دشنام ندهد وى متعهد شد كه ديگر نگويد باز وقتى بغيظ درآمد و فحش بسيار داد اعليحضرت شهريارى روحنافداه به او فرمودند چرا مخالفت كردى و دشنام دادى ؟ عرض كرد من در صدارت خود منصب كسى را نميگيرم و مواجب و نان كسى را قطع نميكنم و چوب و فلك در منزل خود نگاه نداشته كسى را تنبيه و تأديب نكردهام پس براى ترس اهالى در نظم مملكت چه چيز را اختيار كنم كه بىنظمى واقع نشود و چاره جز آن ندارم كه اكتفا بفحش نمايم .
بعضى از شعرا در عصر او اشعارى براى او ساختند ( درينجا ، درآنجا ) گفتن
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٥٣