تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
او را بنظم يادآور شدند از جملهء آن اشعار اين يك شعر است كه در حق او گفته‌اند :
همى گفت با روى افروخته * درينجا در آنجا پدر سوخته درينجا ز تقصير تو بگذرم * در آنجا بعبد اللهب « 1 » بسپرم
اين شعر خالى از لطف نيست و پدر سوخته كه درين شعر است ايهام دارد يكى آنكه مقول قول او مىشود و ديگر آنكه خود اين فحش راجع به او ميگردد . در شوال هزار و دويست و هشتاد و يك صدارت كبرى يافت و در شهر صفر هزار و دويست و هشتاد و سه معزول شد و بعد از چند روزى بايالت خراسان رفت مدت صدارت او يكسال و پنج ماه مىشود . چون ميرزا محمد خان به طرف خراسان رفت بحاجى ميرزا رضا كه مستوفى ديوان و رئيس دفتر محاسبات خراسان بود ( مرحوم حاجى ميرزا محمد رضا همان است كه مستشار الملك لقب يافت و بعد بمؤتمن السلطنه ملقب گشته بحكومت كاشان رفت و از وزراى دربار شد و بالاستقلال پيشكارى و وزارت خراسان يافت ) نامه نگاشت كه يكنفر ميرزاى قابل جلو بفرست كه عمل خراسان از او استفسار شود حاجى ميرزا محمد رضا ، ميرزا عليرضاى سبزوارى سررشته‌دار كل خراسان را كه اكنون مستوفى دويم ديوان است بجلو فرستاد و او در مزينان بنزد ميرزا محمد خان سپهسالار والى آمد بعد از پاره‌اى استفسارات به او گفت فردى بنگار ميرزا عليرضا كه در جلو نشسته بود بتراشيدن قلم مشغول شد تا محاسبه بنويسد ميرزا محمد خان متغير شد و گفت ميرزايان مثل تارچيان هستند به آنها كه ميگوئى كاغذى بنويس يكساعت بقلم‌تراشى مشغول مىشود و از مطرب كه يك پنجه تار ميخواهى يك ساعت تار خود را كوك مىكند چرا اينها قبل از وقت قلم نمىتراشند و تار را كوك نميكنند كه حاضر خدمت باشند . ميرزا عليرضا چون اين سخن بشنيد بر خود پيچيد و فرد را نگاشت و بنزد او گذاشت ميرزا محمد خان سپهسالار از سخت‌گوئى خود نادم شد فورا بميرزا عليرضا
هامش
( 1 ) - عبد اللّه خان سپهسالارى معروف است طرف ميل و عشق سپهسالار بوده است .
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 254 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد مشيرى