تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
داراى هيچ‌چيز نخواهيم بود ، اينها كه ظلم مىكنند با يزيد چه تفاوت دارند ؟ يزيد هم مىگفت من نايب پيغمبر هستم . نماز مىخواند و ليكن امام را هم مىكشت . من كه واعظ شما هستم از همه خرتر هستم . اى مسلمانان ، تا حالا آيا ديده‌ايد يا شنيده‌ايد كه يك نفر بگويد من نمىفهم ، هرچه مىگويد و هركار مىكند يقين دارد به منتهاى عقل عمل كرده است در صورتى كه به قدر خر نمىفهمد . اى مردم ، احترام پادشاه واجب است . پيغمبر فخر مىنمايد كه در زمان پادشاه عادل به دنيا آمده است . حضرت ابراهيم از پادشاه قدرى جلوتر رفت ، جبرئيل به حكم خداوند بازوى حضرت را گرفت و نگاه داشت تا پادشاه جلو افتاد ، البته مملكت پادشاه مىخواهد ، آقاى حجة الاسلام مىخواهد ، صدراعظم و حاكم مىخواهد ، هيچ مملكتى بىپادشاه نمىشود .
پادشه پاسبان درويش است * گرچه نعمت به فر دولت اوست
گوسفند از براى چوپان نيست * بلكه چوپان براى خدمت اوست
اما عدالت مىخواهند . اگر از قانون كه قرآن باشد تجاوز كرد ظالم است ، چوپان نيست ، گرگ است . تا پسر آقا نرود نجف اشرف درس بخواند ، گرسنگى و غربت بكشد ، زحمت و مرارت بكشد ، حجة الاسلام نمىشود . ما مجلس شوراى ملى را مىخواهيم ، از جان خواهان او هستيم ، كه رفع ظلم از ماها بكند ، عدالت را برپا بدارد ، اگر مىخواهند عدل نكنند ، مساوات نداشته باشند همان‌طور كه بود لازم به اينهمه دادوفرياد و خونريزى نبود . اى مردم ، و اللّه مردم از دست ظلم و بىانصافى بابى شدند ، ديدند مالشان را مىبرند ، عزت و ناموس و غيرتشان را مىبرند ، مساوات ندارند ، با يكديگر مال يتيم و بيوه‌زن را مىخورند ، تا فرصت بدست آوردند بابى شدند . اگر به قانون قرآن رفتار مىكردند چرا بابى مىشدند . ما الان دو چيز داريم و پشت‌وپناه ما مسلمانان اهل ايران دو چيز است ، يكى توجه امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه و دوم مجلس مقدس شوراى ملى . خداوند به مرتبهء خمسه طيبه اين دو چيز را از ما نگيرد . . . اى مردم ، و اللّه سيد الشهداء شهيد شد ، عيالش اسير شد ، مالش را به غارت بردند ، محض اينكه ظلم به امت جدش نشود . . . چاكر كلانتر * * *

راپورت پنجشنبه نهم ربيع الثانى 1325

از روز قبل تاكنون حضرات آقايان خيلى در تزلزل و استيحاش مىباشند ، و با هم قراردادى در خصوص اجتماع افتراق كردند كه هرشب محرمانه با هم رسيده و اغلب شبها در