هيچچيز نشنيدند « 1 » .
[ عبد اللّه بن علىّ الطوسى گويد « 2 » از ] يحيى بن الرّضا شنيدم « 3 » كه ابو حلمان دمشقى آواز طوّافى « 4 » شنيد كه مىگفت [ يا ] سعتر برّى [ بيفتاد « 2 » ] و از هوش بشد « 5 » چون باز هوش آمد گفتند چه سبب بود كه از هوش بشدى « 6 » گفت پنداشتم كه مىگويد اسع « 7 » تر « 8 » برّى « 9 » .
ابو الحسين [ علىّ بن محمّد « 2 » ] الصّيرفى گويد رويم را پرسيدند از پيران كه رويم « 10 » ايشان را ديده بود اندر سماع كه [ ايشان را در سماع ] چون ديدى گفت رمهء گوسفند « 11 » كه گرگ اندر [ ايشان ] افتد .
[ خرّاز حكايت كند كه علىّ بن الموفّق را ديدم در سماع [ گفت « 12 » ] مرا
هامش
( 1 ) - مب : و آن قصر و اسباب فروگذاشت و برفت و كس از وى اثرى نيافت .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : العلوى گويد .
( 4 ) - مب : از طوافى .
( 5 ) - مب : برفت .
( 6 ) - مب : وى را پرسيدند .
( 7 ) - مب : اسعد . غلط است از نويسنده .
( 8 ) - مب ، اصل : ترى . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 9 ) - متن عربى اضافه دارد . و سمع عتبة الغلام رجلا يقول سبحان رب السماء ان المحب لفى عناء فقال عتبة صدقت و سمع رجل آخر ذلك القول فقال كذبت فكل واحد سمع من حيث هو . عتبة الغلام يكى را شنيد كه مىگفت سبحان رب السماء الخ گفت راست گفتى ديگرى همان سخن شنيد گفت دروغ گفتى زيرا هر يك بر حسب حال خود و از آنجا كه مرتبهء وى بود شنيده بود .
( 10 ) - مب : از مشايخ كى وى .
( 11 ) - مب : چون گوسفند .
( 12 ) - مطابق متن عربى افزوده شد .