تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 66

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦٦
قشيرى در مقدّمه گفته است بيان اشارات قرآن است به زبان اهل معرفت يعنى صوفيّه مبتنى بر مفاد اقوال يا نتائجى كه از اصول و مبانى آنها بدست مىآيد بنحو اختصار . و چون قرآن كريم مأخذ و پايهء علوم اسلامى است و صوفيان در فهم قرآن سليقهء خاص دارند و از دگر سوى ، تأييد اصول طريقت به قرآن و حديث در آن ادوار بسبب غلبهء اهل ظاهر و عوام ضرورت داشت ، قشيرى درين تأليف هم تصوّف را تقويت و تأييد كرده و هم روش دقيق و ظريف صوفيان را در استنباط از كلام مجيد روشن ساخته است . پيش از قشيرى ، سهل بن عبد اللّه تسترى ( متوفّى 283 ) و ابو عبد الرّحمن سلمى ( متوفّى 412 ) اين عمل خطير را دنبال كرده بودند ولى نه تفسير سهل بن عبد اللّه و نه حقائق سلمى از نظر باريك‌انديشى و لطف تعبير و شورانگيزى به پايهء تفسير قشيرى نمىرسد و راستى آنكه تفسير سلمى مجموعهء اقوال مشايخ در مورد هر آيه از آيات قرآن مجيد است و او در تفسير خود جز در بعضى مواضع ، استنباط خويش را ضبط نمىكند و چون نحوهء بيان متصوّفه على الاطلاق و خاصه در تفسير پيچيده و گره در گره است خواننده از حقائق سلمى چندان لذّت نمىبرد مگر خود متحقّق به معرفت باشد كه چنان كس خود چشمهء فيّاض عرفان است و به مطالعه اقوال حاجت ندارد . ابو نصر عبد اللّه بن على سرّاج طوسى ( متوفّى 377 ) نيز قسمتى از كتاب اللّمع فى التصوّف را ( چاپ ليدن ، ص 92 - 72 ) به كيفيّت فهم و استنباط صوفيان از قرآن اختصاص داده و اقوال ايشان را در تفسير بعضى آيات نقل كرده ولى آن به ضرورت محدود است زيرا مقصود وى تفسير قرآن بطور كلّى نبوده است . ليكن قشيرى بر خلاف ديگران ، هر آيه را چنان كه خود از روى اصول قوم فهميده تفسير مىكند و اين تفسير محدود به يك يا چند آيه نمىشود بلكه شامل تمام قرآن است از سورهء فاتحه تا سورهء النّاس كه آخرين سوره است .