تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
او ، بهر صفت كه او راست « 1 » از بهر اين گفتست « 2 » واسطى كه هركه خداى را بشناخت « 3 » منقطع شد « 4 » بلكه گنگ شد « 4 » [ و ] فروماند پيغامبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم « 5 » لا احصى ثناء عليك و اين سخن آن قوم است « 6 » كه حال ايشان دور بود « 7 » امّا آنك ازين درجه فروتر باشد « 8 » بسيار سخنها گفته‌اند اندر معرفت . احمد بن عاصم الانطاكى گويد هركه به خداى « 9 » عارف‌تر او « 10 » ترسان‌تر . [ و گفته‌اند هركه خدا را نشناخت به بقا متبرّم گردد و دنيا با فراخى بر وى تنگ شود ] . و گفته‌اند هركه خداى [ را ] بشناخت عيش او « 11 » صافى گشت « 12 » و زندگانى برو خوش شد « 13 » و همه چيزها از وى بترسد [ و به خدا مستأنس شود ] .
هامش
( 1 ) - مب : وى را چون اين درست آيد وى از استهلاك در وجود يا از استغراق در شهود وى اگر بوجود نرسد مختطف بود از احساس خويش بهر صفت كى وى را بود . متن عربى : فكيف يصح له ذلك و هو لاستهلاكه فى وجوده او لاستغراقه فى شهوده و ان لم يبلغ الشهود الوجود مختطف عن احساسه بكل وصف له . پس چگونه استغنا يا افتقار عارف را درست آيد در حالى كه وى بسبب نيستى در وجود حق يا استغراق در حضور و ديدار حق هرچند كه شهود بمرتبة وجود نمىرسد از احساس خود بهر صفتى كه او راست ربوده و ذاهل شده است . مب ، اصل : ناقص و مبهم است . ( 2 ) - مب : و ازينجا گفت . ( 3 ) - مب : بشناسد . ( 4 ) - مب : شود . ( 5 ) - مب : عليه السلام گفت . ( 6 ) - مب : سخنان قومى است . ( 7 ) - مب : دورترست . ( 8 ) - مب : باشند . ( 9 ) - مب : آن كى با خداى . ( 10 ) - مب : از خداى . ( 11 ) - مب : وى . ( 12 ) - مب : شود . ( 13 ) - مب : گردد .