تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
او را عارف خوانند ، و نام كنند او را و حال او را معرفت « 1 » و اندر جمله بدان‌قدر كه از نفس خويش بيرون آيد معرفتش حاصل آيد به خداى عزّ و جلّ « 2 » . و هر كسى اندر معرفت سخنها گفته‌اند بر اندازهء خويش « 3 » . از استاد ابو على [ دقّاق ] [ رحمه اللّه « 4 » ] شنيدم كه [ گفت ] معرفت هيبت داشتن است از خداى عزّ و جلّ « 5 » هركه معرفتش بيش بود « 6 » وى را هيبت بيش بود « 6 » . و هم از وى شنيدم كه معرفت آرام بار آرد « 7 » چنانك علم [ در دل « 4 » ] سكون واجب كند « 8 » و هرك را معرفت بيش سكون « 9 » وى را بيش بود « 6 » . شبلى گويد عارف را علاقت نبود و محبّ را گله نبود و بنده را دعوى نبود و ترسنده را قرار نبود و كس از خداى نتواند « 10 » گريخت [ محمّد بن « 11 » عبد الوهّاب
هامش
( 1 ) - مب : و آن حالت معرفت گويند . ( 2 ) - مب : و بر جمله به مقدار آن كى از خويشتن بيگانه شود به خداى عارف شود . ( 3 ) - مب : و مشايخ در معرفت سخن بسيار گفته‌اند هر كسى را آن كى افتاده است بدان اشارت كرده است . متن عربى : و كل نطق بما وقع له و اشار الى ما وجده فى وقته . و هر كس برحسب آن حال كه وى را روى داده سخن گفته و بدانچه در وقت خود يافته اشارت كرده است . ( 4 ) - مب : ندارد . ( 5 ) - مب : تعالى . متن عربى : من امارات المعرفة باللّه حصول الهيبة من اللّه . يكى از نشانهاى معرفت خداى تعالى حصول هيبت است از وى . ( 6 ) - مب : بيشتر . ( 7 ) - مب : سكينه و آرام واجب كند . ( 8 ) - متن عربى ، نسخهء بغداد : كما ان العلم يوجب السكوت . چنان كه علم خاموشى آرد . ( 9 ) - مب : و سكينتش . ( 10 ) - مب : نتوان . ( 11 ) - اصل : احمد . مطابق متن عربى اصلاح شد .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 541 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر