باب چهل و دوم در تصوّف
استاد امام [ رحمه اللّه « 1 » ] گويد صفا ستوده است به همه زبانها و ضدّ او كدورتست و آن نكوهيده است .
در خبر است كه روزى پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 2 » بيرون آمد گونهء مبارك او بگشته بود « 3 » گفت صفاوت دنيا بشد « 4 » و تيرگى بماند ، امروز مرگ ، مؤمن را هديه است « 5 » .
و اين نام غلبه گرفتست برين طائفه گويند فلان « 6 » صوفى است و گروهى را متصوّفه خوانند و هركه تكلّف كند تا بدين رسد او را متصوّف گويند « 7 » و اين اسمى
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : كى رسول عليه السلام روزى .
( 3 ) - اصل : بيرون آمده بود گونه بگشته .
( 4 ) - مب : از دنيا صفا برفت .
( 5 ) - مب : بهتر .
( 6 ) - مب : برين طايفه كى فلان .
( 7 ) - مب : خوانند .