تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
نيست كه اندر زبان تازى او را « 1 » باز توان يافت يا آن را اشتقاقى است « 2 » و ظاهرترين آنست كه لقبى است چون لقبهاى « 3 » ديگر . اما آنك گويد اين از صوفست و تصوّف صوف پوشيدنست « 4 » چنانك تقمّص پيراهن پوشيدن ، اين روى « 5 » بود و ليكن اين قوم بصوف پوشيدن اختصاص ندارند . و اگر كسى گويد ايشان منسوب‌اند با صفّهء مسجد رسول صلّى اللّه عليه و سلّم « 6 » نسبت با صفّه [ بر وزن « 7 » ] صوفى نيايد . و اگر كسى گويد اين از صفا گرفته‌اند ، نسبت با صفا ، دور افتد بر مقتضى لغت . و اگر گويند با صفّ اوّل نسبت كنند چنانك گوئى اندر صفّ اول آمد « 8 » از آنجا كه نزديكى ايشان است به خداوند « 9 » تعالى [ معنى درست و ليكن « 7 » ] اين نسبت مقتضى « 10 » لغت نباشد و اين طايفه مشهورتر از آنند كه در تعيّن « 11 » ايشان بقياس لفظى حاجت آيد يا استحقاقى از اشتقاقى و اندرين معنى سخن گفته‌اند [ مردمان « 7 » ] [ كه ] معنى اين چيست و اندر
هامش
( 1 ) - مب : كى او را به زبان تازى . ( 2 ) - اصل : و اشتقاقى دارد . ( 3 ) - مب : لغتى است چون لغتهاء . اصل : مطابق متن عربى است . ( 4 ) - مب : يعنى صوف پوشيدن . ( 5 ) - مب : وجهى . ( 6 ) - مب : عليه السلام . ( 7 ) - مب : ندارد . ( 8 ) - مب : چنانك در صف اول باشند . ( 9 ) - مب : به خداى . ( 10 ) - مب : اين نيز هم بر مقتضى . ( 11 ) - مب : كى نعت .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 468 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر