از استاد ابو على شنيدم [ كه ] گفت حق « 1 » تعالى پيغامبر را صلّى اللّه عليه [ و سلّم « 2 » ] خصائصهاء « 3 » بسيار داد ، به هيچچيز بر وى آن ثنا نكرد كه بخلق [ نيكو ] گفت و انّك لعلى خلق عظيم .
واسطى گويد بخلق عظيم او را وصف « 4 » كرد از آنك كونين بگذاشت و به خداى تعالى بسنده كرد .
هم او گويد كه خلق عظيم آنست كه با هيچكس خصومت نكند « 5 » و كس را با او خصومت نباشد « 6 » از قوّت معرفت به خداى عزّ و جلّ .
حسين منصور گويد معنى آن بود كه جفاى خلق اندر تو اثر نكند پس از آنك حق « 7 » بشناختى .
ابو سعيد خرّاز گويد [ خلق ] آن بود كه وى را « 8 » هيچ همّت نباشد جز خداى [ تعالى ] .
كتّانى گويد تصوّف خلق است هركه برافزايد بخلق ، اندر تصوّف ، بر تو زيادت آورد « 9 » .
از عبد اللّه عمر روايت كنند كه گفت هرگاه كه از من شنويد كه بندهء را گويم اخزاه اللّه بدانيد كه آن بنده آزادست و شما بران گواهى دهيد .
هامش
( 1 ) - مب : خداى
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : خصايص .
( 4 ) - مب : صفت .
( 5 ) - مب : نكنى .
( 6 ) - مب : با تو خصومت نبود .
( 7 ) - مب : خداى را .
( 8 ) - مب : ترا .
( 9 ) - مب : هرك بخلق زيادتتر از تو صوفىتر .