گفت همه مذهبها بنگريستم گفتم اگر با هيچكس چيزى هست با اين قوم باشد ، به نزديك شما آمدم تا شما را بيازمايم شما را بر حق يافتم و آنگاه مسلمانى شد نيكو « 1 » ] .
حكايت كنند كه سرى جنيد را گفت مجلس كن « 2 » جنيد گفت حشمتى اندر دل من بود از سخن گفتن مردمان را و اندر خويشتن متّهم بودم ، بدان استحقاق خود نمىديدم « 3 » تا شبى رسول را صلّى اللّه عليه و سلّم بخواب ديدم و شب آدينه بود [ كه ] مرا گفت سخنگوى مردمان را ، [ من « 1 » ] بيدار شدم ، آمدم تا بدر « 4 » سراى سرى ، [ پيش از « 1 » صبح ] و در بزدم گفت از ما « 5 » باور نداشتى تا ترا گفتند « 6 » [ مجلس بنهاد « 1 » ] اندر جامع ، خبر بيرون شد كه جنيد مجلس خواهد كرد « 7 » ، غلامى ترسا به لباسى متنكّر بيامد و گفت ايّها الشيخ معنى قول رسول چيست عليه الصلاة و السّلام كه گفت « 8 » اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ينظر بنور اللّه .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : گوى .
( 3 ) - مب : چيزى در دل من بود از سخن گفتن و حشمت داشتم از سرى و در حشمت خويشتن به تهمت بودم . اصل : مطابق متن عربى است .
( 4 ) - مب : برخاستم و تا در .
( 5 ) - مب : و در بكوفتم سرى آواز داد ما را .
( 6 ) - مب : كى مجلس گوى .
( 7 ) - مب : اين سخن در جامع منتشر شد كى جنيد سخن خواهد گفت چون نماز بگزاردند جنيد بر كرسى شد و سخن آغاز كرد . اصل : مطابق متن عربى است .
( 8 ) - مب : معنى اين خبر چيست كى رسول عليه السلام گفت .