تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
[ ابو سليمان گويد مىخواهم كه طرفى از رضا بدانم تا اگر مرا در آتش كند بدان راضى باشم يا نه « 1 » ] . ابو عمرو دمشقى گويد رضا برداشتن جزع بود اندر هر حالى كه باشد « 2 » . جنيد گويد رضا اختيار از ميان برداشتن « 3 » بود . [ ابن عطا گويد رضا نگريستن بود بدل به‌آنچه اندر ازل خداوند تعالى بنده را اختيار كرده باشد و آن دست به داشتن خشم است . رويم گويد رضا استقبال قضا بود به شادى « 1 » ] « 4 » . جريرى گويد هركه بدون اندازهء خويش رضا دهد خداى او را بركشد [ برتر از آنچه طمع دارد ] . عبّاس بن عبد المطّلب رضى اللّه عنه گويد پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هركه طعم ايمان بچشيد به خدائى خداى رضا دهد . عمر خطّاب نامه نوشت [ بابو ] موسى اشعرى كه همه چيزها اندر رضا است اگر توانى راضى باش و الّا صبر كن . [ عتبة الغلام گويند شبى تا روز همىگفت اگر مرا عذاب كنى ترا دوست دارم ، و اگر بر من رحمت كنى ترا دوست دارم « 1 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد . متن عربى : ارجو ان اكون عرفت طرفا من الرضى لو انه ادخلنى النار لكنت بذلك راضيا . اميدوارم كه گوشه‌اى از رضا دانسته باشم اگر خدا مرا به دوزخ برد بدان هم راضى باشم . ( 2 ) - مب : رضا گرسنگى كشيدنست در هر حالى كى باشى . متن عربى : ارتفاع الجزع . برخاستن جزع است . مترجم « ارتفاع الجوع » خوانده و بغلط افتاده است . ( 3 ) - اصل : از اختيار برداشتن . ( 4 ) - متن عربى اضافه دارد : قال المحاسبى الرضا سكون القلب تحت مجارى الاحكام . محاسبى گفت رضا آرامش دلست در زير جريان احكام قضا . و قال النورى الرضا سرور القلب بمر القضاء . رضا شادى دلست بجريان قضا . قال ابو تراب النخشبى ليس ينال الرضا من للدنيا فى قليه مقدار . بو تراب نخشبى گفت هرگز به درجهء رضا نمىرسد كسى كه دنيا را در دل وى ارزشى باشد .