استاد ابو على گفت رحمة اللّه عليه راه سالكان درازتر بود و آن راه رياضت است و راه خاصگان نزديكترست و ليكن صعبتر [ بود ] و آن آنست كه عمل تو برضا بود و رضا به قضا .
[ رويم گويد رضا آن بود كه اگر دوزخ بر دست راست وى بداشته باشند نگويد كه بجانب چپ مىبايد « 1 » ] .
ابو بكر طاهر گويد ، رضا بيرون كردن كراهيت است از دل تا اندر دل جز شادى [ نباشد ] .
واسطى گويد هرچند توانى رضا را كارفرماى ، مباش تا رضا ترا كار فرمايد كه محجوب گردى از لذّات او و رؤيت او از حقيقت آنچه مطالعه كند « 2 » و اندرين سخن [ كه ] واسطى گفت خطرى عظيم است و اندر آن تنبيهى است قوم را مگر از بهر آنك « 3 » نزديك ايشان آرام گرفتن باحوال حجاب بود از گردانندهء احوال چون از رضا لذّت يافت و بدل راحت رضا يافت از شهود حق محجوب گشت .
هم واسطى گويد نگر به لذّت طاعت [ و حلاوت آن « 1 » ] غرّه نشوى كه آن زهر قاتلست .
[ پسر خفيف گويد رضا آرام دلست به حكمهاى او ، موافقت دل بهآنچه او بپسندد و اختيار كند « 1 » ] .
رابعه را پرسيدند كه بنده راضى كى باشد گفت آنگاه كه از محنت شاد شود همچنانك از نعمت .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : هرچند توانند رضا كار فرمايند تا رضا كار فرمايد كى محجوب گردند از لذت رؤيت او و از حقيقت آنچ مطالعت كند . متن عربى : فتكون محجوبا بلذته و رؤيته عن حقيقة ما تطالع . كه اگر رضا ترا كار فرمايد به لذت و رؤيت آن از حقيقت آنچه مطالعه و ديدار مىكنى محجوب گردى . اصل : بمتن عربى نزديكتر است .
( 3 ) - مب : براى آنك .