باب بيست و ششم در عبوديّت
قال اللّه تعالى و اعبد ربّك حتّى يأتيك اليقين .
ابو هريره رضى اللّه عنه روايت كند از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت هفت گروه اندر سايهء خداى تعالى باشند آن روز كه [ هيچ ] سايهء نباشد مگر سايهء او ، پادشاهى دادگر « 1 » و جوانى كه اندر عبادت برآمده باشد و مردى كه از مسجد بيرون آيد دل وى باز آن بود تا كه آنجا باز شود و دو مرد كه دوستى كنند از بهر خداى ، با يكديگر بر آن گرد آيند و بر آن پراكنده شوند « 2 » و مردى كه خداى را ياد كند اندر خلوت ، اشك از چشم وى بيرون آيد « 3 » و مردى كه زنى كه صاحب جمال و حسب باشد او را به خود خواند ، او گويد من از خداى ترسم « 4 » و مردى كه صدقه دهد چنانك
هامش
( 1 ) - مب : اميرى عادل .
( 2 ) - مب : و دلش با مسجد بود تا كى باز آنجا شود و دو تن كى دوستى كنند از بهر خداى تعالى بر آن جمع شوند و بر آن از هم جدا شوند .
( 3 ) - مب : بريزد .
( 4 ) - مب : و مردى كه با زنى با جمال وى را به خويشتن خواند از بيم خدا از وى بازايستد .