گويند شبلى گفت پيش جنيد « 1 » لا حول و لا قوّة الّا باللّه . جنيد گفت اين گفتار تنگدلى باشد و تنگدلى از دست به داشتن رضا بود به قضا .
ابو سليمان گويد رضا آنست كه از خداى بهشت نخواهى [ و از دوزخ پناه نجوئى .
ذو النّون گويد سه چيز از علامت رضا بود ، دست به داشتن اختيار پيش از قضا و نايافتن تلخى پس از قضا و يافتن محبّت اندر وقت بلا « 2 » ] .
حسين بن على عليهما السلام را گفتند ابو ذر همىگويد « 3 » كه درويشى را دوستتر دارم از توانگرى و بيمارى را دوستتر دارم از تن درستى گفت خداى [ تعالى ] بر ابو ذر رحمت كناد من همىگويم « 4 » هركه توكّل بر نيكوئى اختيار خداى كند او را بر اختيار خداى اختيارى ديگر نبود .
فضيل عياض گويد كه بشر حافى گفت « 5 » رضا فاضلتر از زهد اندر دنيا از آنك راضى را هيچ آرزو نكند بر منزلت خويش « 6 » .
ابو عثمان را پرسيدند از قول پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم اسألك الرّضا بعد القضاء گفت « 7 » زيرا كه رضا پيش از قضا عزم بود بر رضا و رضا پس از قضا رضا [ آن ] بود .
هامش
( 1 ) - مب : شبلى گويد پيش جنيد گفتم . اصل : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : حسين على رضى اللّه گويد كى بو ذر مىگفت من - اصل : مطابق متن عربى است .
( 4 ) - مب : من بارى مىگويم .
( 5 ) - قال الفضيل بن عياض لبشر الحافى . فضيل عياض بشر حافى را گفت . هر دو ترجمه غلط است زيرا فضيل مقدم بر بشر بوده و بشر با وى صحبت داشته است . وفات فضيل به سال ( 178 ) و وفات بشر به سال ( 227 ) واقع شده است .
( 6 ) - مب : زيرا كى راضى را هيچ آرزو نكند و راى منزل خويش .
( 7 ) - اصل : گفتند . مب : ندارد . مطابق متن عربى اصلاح شد .