بر من بيرون آوردهاند .
عيسى عليه السّلام به گورستانى بگذشت مردى از آن گورستانيان آواز داد ، خداى وى را زنده كرد گفت تو كئى گفت حمّالى بودم بارهاى مردمان برگرفتمى روزى پشتهء هيزم از آن كسى برگرفتم خلالى از آن بازكردم تا بمردهام مرا بدان مطالبت همىكنند ] « 1 » .
روزى ابو سعيد خرّاز اندر ورع سخن همىگفت عبّاس بن المهتدى به دو بگذشت گفت يا با سعيد شرم ندارى كى اندر زيربناى ابو دوانيق « 2 » نشينى و از حوض زبيده آب خورى و اندر ورع سخن گوئى .
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - اصل : جعفر ابو دوانيق . ظ : ابو جعفر ابو دوانيق .