باب نهم در زهد
ابو خلاد « 1 » روايت كند از پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم كه گفت چون بينى كى مردى را زهد دادند اندر دنيا و سخنش « 2 » دادند ، بوى نزديكى كنيد كه او حكمت فرا گرفت .
[ استاد امام رحمه اللّه گويد ] « 3 » مردمان مختلفاند اندر زهد گروهى گويند زهد اندر حرام بود زيرا كه حلال مباحست از قبل حق سبحانه و تعالى چون [ ايزد تعالى ] بر بنده نعمت كند بمال حلال و او بشكر آن قيام نمايد دست به داشتن از آن به اختيار ، مقدّم ندارند بر نگاه داشت آن به حق ادب آن . « 4 »
هامش
( 1 ) - اصل : ابو جلاد . مب : ابن خلاد . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 2 ) - مب : و خاموشى - اصل : مطابق متن عربى است .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - مب : و او را بشكر فرمايد دست از آن به داشتن و به ترك آن گفتن به اختيار ترك ادب بود . متن عربى : لا يقدم على امساكه به حق اذنه . هر دو مترجم « اذن » را كه بمعنى دستورى است « ادب » بدال مهمله و با ( حرف دوم الفبا ) خواندهاند .