تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و بىهوش شد ، بنده اندر حال سكر مشاهد جمال بود و اندر حال صحو به شرط علم بود ، آنك او را نگاه داشته بود نه بتكلّف او و اندر صحو نگاه داشته نه بتصرّف او « 1 » . و صحو و سكر پس از ذوق و شرب بود ( و از جمله آنك در سخن ايشان رود ) . و از آن جمله ذوق و شرب است . و اين عبارتى بود از انك ايشان يابند از ثمرات تجلّى و نتيجه‌هاى كشف و پيدا آمدن واردهاى بديهى و اوّل اين ذوق بود پس شرب و پس سيرى ، صفاء معاملت ايشان واجب كند ايشان را چشيدن معانى و وفاء منازلات ايشان شرب واجب كند و دوام مواصلات سيرى واجب كند ، خداوند ذوق متساكر بود خداوند شرب سكران بود و خداوند سيرى صاحى بود . هر كى دوستى [ او ] قوى بود شرب وى دائم بود و چون اين حال دائم بود شرب او را سكر نيارد و اگر به حق صاحى بود از حظّ فانى بود ، هرچه برو اندر آيد اندرو اثر نكند [ و ] تغيّر نيارد و هركه سرّ او صافى شد شرب او بر وى تيره نگردد و هركه شرب او را غذا گشت از آن صبر نتواند كردن و بى آن باقى نبود . و گفته‌اند اندرين معنى . شعر :
انّما الكأس رضاع « 2 » بيننا * فاذا ما لم نذقها « 3 » لم نعش
هم اندرين معنى گويد :
شربت الحبّ كأسا بعد كأس * فما نفد الشّراب و لا رويت
و گويند يحيى بن معاذ رازى نامه نبشت به بو يزيد بسطامى كه اينجا كس هست
هامش
( 1 ) - متن عربى : الا انه فى حال سكره محفوظ لا بتكلفه و فى صحوه متحفظ بتصرفه . جز آنكه سالك در حال مستى خويش محفوظ است ( بحفظ حق چنان كه اداء وظائف كند ) نه بتكلف و در حال صحوش خويشتن‌داريى كند ( و اداء وظائف كند ) بكسب و تصرف خود . اصل : خلاف متن عربى است . ( 2 ) - اصل : غذا . ( 3 ) - اصل ، مب : فاذا لم نذقها .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 114 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر