تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
و گويد آفت بنده آنست كه به‌هرحال كه بود از خويشتن رضا دهد . و ازين طايفه بود ابو الحسن علىّ بن احمد بن سهل البوشنجى رحمة اللّه عليه يكى بود از جوانمردان خراسان ، ابو عثمان را و ابن عطا و جريرى و ابو عمرو دمشقى را ديده بود ، وفات او اندر سنه ثمان و اربعين و ثلاثمائة بود . بوشنجى را پرسيدند كه مروت چيست گفت دست به داشتن از آنچه بر تو حرام است با كرام الكاتبين . كسى او را گفت مرا دعا كن گفت خداى تو را از فتنهء تو نگاه دارد . و گويد اوّل ايمان به آخر پيوسته بود . و از ايشان بود ابو عبد اللّه محمّد بن خفيف الشّيرازى رحمة اللّه عليه ، صحبت رويم و جريرى و ابن عطا و پيران ديگر كرده بود و شيخ الشيوخ بود و يگانهء وقت ، وفات او اندر سنه احدى و سبعين و ثلاثمائة بود . ابن خفيف گويد ارادت رنج دائم است و ترك راحت . گويد مريد را هيچ‌چيز بتر از مسامحهء نفس نبود اندر رخصت فرا پذيرفتن و تأويل جستن . پرسيدند وى را از قرب گفت قرب تو از وى بالتزام موافقت و قرب او از تو بدوام توفيق بود . ابو عبد اللّه صوفى گويد ابو عبد اللّه خفيف گويد بسيار بود كى اندر ابتدا ركعتى نماز ده هزار بار قل هو اللّه احد برخواندمى و اندر يك ركعت همه قرآن برخواندمى و بسيار بودى كه از بامداد تا نماز ديگر هزار ركعت نماز كردمى . ابو عبد اللّه گويد از ابو احمد صغير شنيدم كه روزى درويشى درآمد و فرا شيخ ابو عبد اللّه خفيف گفت مرا وسواس رنجه مىدارد شيخ گفت صوفيان كه من ديدم بر ديو سخريت كردندى اكنون ديو بر صوفى سخريّت همىكند . ابو العباس كرخى گويد از ابو عبد اللّه خفيف شنيدم گفت از نوافل باز ماندم