او اندر سنهء نيّف و اربعين و ثلاثمائة بود .
ابو الخير گويد هيچكس بحالى شريف نرسد مگر بر موافقت قرار گرفتن و آداب را بجاى آوردن و فريضها بگزاردن و با نيكان صحبت كردن .
و از ايشان بود ابو بكر محمّد « 1 » بن على الكتّانى رحمة اللّه عليه باصل بغدادى بود و صحبت جنيد و خرّاز و نورى كرده بود و به مكه مجاور بود تا آنگاه كه فرمان يافت و وفات او اندر سنهء اثنين و عشرين و ثلاثمائة بود .
ابو بكر رازى گويد كتّانى اندر پيرى نگريست سر و موى و روى وى جمله سپيد شده و سؤال مىكرد و گفت اين پير حقّ خداى اندر جوانى ضايع كرده است خداى تعالى اندر پيرى او را ضايع گذاشتست .
كتّانى گويد شهوة ماهار ديو است هر كه ماهار ديو گرفت او به نزديك وى بود به بندگى .
و از ايشان بود ابو يعقوب اسحاق بن محمّد النهرجورى « 2 » صحبت ابو عمرو مكىّ كرده بود و آن [ بو ] يعقوب سوسى و جنيد و پيران ديگر ، به مكه مجاور بود .
و وفات او هم آنجا بود اندر سنه ثلاثين و ثلاثمائة .
ابو الحسين احمد بن على گويد [ نهرجورى گفت ] دنيا دريائى است و كنارهء او آخرتست و كشتى اندرو تقواست و مردمان همه سفرىاند .
ابو بكر رازى گويد از نهرجورى « 3 » شنيدم كه گفت مردى را ديدم اندر طواف يك چشم ، و مىگفت اعوذ بك منك گفتم اين چه دعاست گفت روزى نظرى بشخصى كردم [ كه مرا نيكو آمد ] همىدون توانچه ديدم كه بر چشم من آمد و چشم من بريخت ، آواز آمد كه لطمهء به لحظهء ، ديدارى به طپانچهء و اگر نيز
هامش
( 1 ) - اصل : ابو بكر بن محمد .
( 2 ) - اصل : النهرجوئى .
( 3 ) - اصل : نهرجوئى .