هرگاه كه از احرام بيرون آمدمى ، احرام از سر گرفتمى و وفات وى اندر سنهء تسعين و مأتين بود .
مردى او را گفت مرا وصيّتى كن گفت توشهء بسيار برگير اين سفر را كى فرا پيش دارى .
و ازين طايفه بود ابو بكر دلف بن جحدر الشبلى رحمة اللّه عليه ، بغدادى بود و آنجا بزرگ شده بود و اصل وى از اسروشنه بود و صحبت جنيد كرده بود و پيران كى اندر عصر او بودند ، و يگانهء روزگار بود به حال و ظرافت و علم ، مالكى مذهب بود و هشتاد و هفت سال « 1 » عمر او بود و وفات او اندر سنه اربع و ثلاثين و ثلاثمائة بود و تربت وى اندر بغداد است .
چون شبلى توبه كرد اندر مجلس خير النسّاج بدماوند آمد و گفت من اينجا امير بودهام ، و مرا بحلّ كنيد و اندر بدايت مجاهدتى بر دست گرفت از حد برتر .
از استاد ابو على دقّاق شنيدم كه او چندين من نمك اندر چشم خويش كرد تا خواب نيايد وى را ، و اگر نيز چيزى نبود از تعظيم شرع نزديك او مگر آنك بكران دينورى حكايت كرد اندر آخر عمر وى ، خود [ بسيار ] « 2 » بود گفت وى را وضو مىدادم تخليل محاسن فراموش كردم دست من بگرفت و محاسن را خلال كرد .
ابو العباس بغدادى گويد كى شبلى اندر آخر ايّام خويش اين بيت همىگفت .
شعر :
و كم من موضع لو متّ فيه * لكنت به نكالا فى العشيرة
معنى اين آن بود كى بسيار جايها كه اگر آنجا بميرم اندر ميان اين قوم رسوا شوم ، و اين با تحقير نفس شود .
هامش
( 1 ) - مب : هشتاد و دو سال .
( 2 ) - مطابق متن عربى اضافه شد . « مب » چنين است : و تعظيم شرع به نزد او چنان بود كه بكران دينورى حكايت كرد گفت .