كردهاند و به فرمانها قيام كردن و نگاه داشتن سرّ و از هر دو جهان خالى شدن .
ابو على رودبارى گويد كى بنان حمّال را فرا پيش شير افكندند او را همىبوئيد و هيچ تصرف نكرد و چون از آن رهائى يافت گفتند اندر آنوقت اندر دل تو چه بود گفت اندر خلاف علما انديشه مىكردم « 1 » كه آب دهان او چون باشد .
و از اين طايفه بود ابو حمزة البغدادى البزّاز رحمة اللّه عليه ، پيش از جنيد بود و از اقران وى بود و صحبت سرّى و آن حسن مسوحى كرده بود و عالم بود به قرائت و فقيه بود و از فرزندان عيسى بن ابان بود و احمد بن حنبل او را گفتى اندر فلان مسئله چه گوئى يا صوفى ، گويند روز آدينه اندر مجلس سخن همىگفت از كرسى بيفتاد و فرمان يافت آدينهء ديگر ، و گويند وفات او اندر سنهء تسع و ثمانين و مأتين بود .
ابو حمزه گويد هركه طريق حق داند بر آن رفتن بر وى آسان بود و راه نيست به خداى الّا بمتابعت رسول صلّى اللّه عليه و سلّم اندر افعال و احوال و اقوال وى .
ابو حمزه گويد هر كى وى را سه چيز روزى كردند از همه آفتها برست ، شكمى خالى با دلى قانع و درويشى دائم با زهدى حاضر و صبرى تمام با ذكرى دائم .
و از ايشان بود ابو بكر محمّد بن موسى الواسطى ، باصل خراسانى بود و از فرغانه ، صحبت جند كرده بود و آن نورى ، عالمى بزرگوار بود و بمرو نشستى و وفات وى آنجا بود پس از سيصد و بيست .
واسطى گويد خوف و رجا دو ماهاراند كى از بىادبى باز مىدارند .
هم او گويد عوض طمع داشتن بر طاعت از فراموش كردن فضل بود .
واسطى گويد هروقت كه خداى حوارى بنده خواهد او را اندرين جيفگان اندازد يعنى صحبت كودكان .
محمّد بن عبد العزيز المروزى گويد كه واسطى گفت بىادبى خويش را
هامش
( 1 ) - مب : اندر آن بودم كه علماء خلاف كردهاند اندر جامى كه ددگان از وى آب خورند تا پاك يا نه ، لعاب دهان ايشان اگر به جامهء من رسد حكم آن چگونه باشد .