بمحلّ حقيقت تقوى بدان رسد .
هم او گويد درخت معرفت را آب فكرت بايد و درخت غفلت آب جهل خورد و درخت توبه را آب ندامت دهند و درخت محبّت را آب موافقت .
ابن مسروق گويد هرگاه كه طمع معرفت دارى و پيش از آن درجهء ارادت محكم نكرده باشى بر بساط جهل باشى و هرگاه كه ارادة طلب كنى پيش از درست بكردن مقام توبة اندر ميدان غفلت باشى .
و ازين طايفه بود ابو الحسن على بن سهل الاصفهانى از اقران جنيد بود .
عمرو بن عثمان المكى نزديك او شد بسبب وامى كه وى را برآمده بود و سى هزار درم بود و وام وى بگزارد و ابو تراب نخشبى را و اين طبقه را كه اندر وقت او بوده بودند ديده .
علىّ بن سهل گويد شتافتن به طاعت از علامت توفيق بود و از مخالفت بازايستادن از علامت حسن رعايت بود و مراعات اسرار از علامت بيدارى بود و بدعوى بيرون آمدن از رعونات بشرى بود و هر كى بدايت ارادت درست نكرده باشد اندر نهايت عاقبت سلامت نيابد .
و از ايشان بود ابو محمّد احمد بن محمّد بن الحسين الجريرى از بزرگترين شاگردان جنيد بود و با سهل بن عبد اللّه صحبت كرده بود و از پس جنيد بر جاى او نشاندند و عالم بود بعلم اين طايفه ، حال او بزرگ بود وفات وى اندر سنهء احدى عشر و ثلاثمائة بود .
احمد بن عطاء الرودبارى گويد كى مرگ جريرى اندر سنة الهبير بود ، به سالى پس از مرگ او به دو بگذشتم او نشسته بود تكيه زده زانو با دل آورده و انگشت باشارة برداشته .
حسين فارسى گويد جريرى گفت هر كى گوش بحديث نفس داد اندر حكم شهوتها اسير گردد و بازداشته بود اندر زندان هوا ، و خداى همه فائدهها بر دل او حرام
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: ابو القاسم عبد الكريم القشيري
ص٦٤