كند و از سخن حق مزه نيابد و وى را حلاوة نباشد از ذكر ، اگرچه بسيار بر زبان آورد از قول خداى عزّ و جلّ سأصرف عن آياتى الّذين يتكبّرون فى الأرض به غير الحقّ .
جريرى گويد رؤيت اصول باستعمال فروع بود و درست كردن فروع بعرضه كردن بود بر اصول و راه نيست بمقام مشاهدهء اصول مگر به بزرگ داشتن [ آنچه خداى بزرگ داشت از وسائط و فروع . ]
و از ايشان بود ابو العبّاس احمد بن محمّد بن سهل بن عطا الآدمىّ از بزرگان و پيران متصوّفه بود و از علماى « 1 » ايشان بود . خرّاز او را بزرگ داشتى و از اقران جنيد بود ، صحبت ابراهيم مارستانى كرده بود و وفات او اندر سنهء تسع و ثلاثمائة بود .
ابو سعيد قرشى گويد ابن عطا گفت هر كى خويشتن بآداب سنّت آراسته دارد دل وى را خداى عزّ و جلّ بنور معرفت منوّر گرداند و هيچ مقام نيست برتر از مقام متابعت « 2 » دوست اندر فرمانها و افعالها و اخلاقهاء او .
ابن عطا گويد بزرگترين غفلتها غفلت بندهايست كه از خداى غافل بود و از فرمان وى و آداب معاملات وى .
ابن عطا گويد از هرچه ترا پرسند اندر ميدان علم بجوى و اگر آنجا نيابى اندر ميدان حكمت بجوى و اگر نيابى بتوحيد وزن كن و اگر اين سه جاى نيابى به روى ديو باز زن .
و از ايشان بود ابو اسحاق ابراهيم بن احمد الخوّاص رحمة اللّه عليه از اقران جنيد و آن نورى بود و او را اندر توكّل و رياضتها حظّ فراوان بود ، وفات وى اندر سنه احدى و تسعين و مأتين بود به شهر رى و علّت شكم داشت و هرگاه كه برخاستى
هامش
( 1 ) - اصل : و علم ايشان .
( 2 ) - اصل : برتر از موافقت .