تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
و از ايشان بود ابو سليمان داود بن نصير الطائى حال او بزرگ بود يوسف همىگويد كه داود طائى بيست دينار ميراث يافت بيست سال همىخورد . استاد ابو على دقّاق گفت سبب توبهء داود طائى آن بود كه روزى اندر بغداد همىرفت وى را از پيش حميد طوسى براندند باز نگريست حميد را ديد داود گفت اف بر اين دنيا كه حميد بر تو سابق است بدان در خانه نشست و مجاهدة و عبادت بر دست گرفت . و ديگر گويند سبب توبهء وى آن بود كه آواز نوحه‌گرى شنيد كى همىگفت :
باىّ خدّيك تبدّى البلى * و اىّ عينيك اذا سالا
معنى چنين بود كه بكدام رويت بود كى آن خاك بپوسانيد « 1 » ، و كدام چشمت بود كه نخست بريخت . و گويند سبب توبه و زهدش آن بود كى گفت با ابو حنيفه نشسته بودم و ابو حنيفه گفت كه يا با سليمان علم جمع كردى گفتم چه باقى ماندست گفت عمل « 2 » بدان تنم با من منازعت كرد كه عزلت گير ، گفتم با ايشان بنشينم و هيچ سخن نگويم بنشستم يك سال و سخن نگفتم و چون مسئلهء فرا رسيدى من به سخن تشنه‌تر بودمى از آنك تشنه به آب و سخن نگفتم آنگاه كارش آنجا رسيد كى رسيد . گويند جنيد گفت حجّامى داود طائى را حجامت كرد و دينارى بوى داد گفتند اين اسراف بود گفت هرك را مروّة نبود عبادتش نبود . و همه شب گفتى يا رب اندوه يافتن تو اندوهها از دلم بيرون كرد و خواب را از من جدا كرد . و چون فرمان يافت يكى از صلحا وى را بخواب ديد كه همىدويد گفتند چيست گفت اكنون برسته‌ام از زندان ، مرد بيدار شد بامداد بود ، خبر برآمد كه داود طائى
هامش
( 1 ) - بايد چنين ترجمه شود : پوسيدگى و تباهى در كدام يك از دو گونهء تو پديد آمد . ( 2 ) - مب : يا با سليمان دست‌افزار محكم كرده آمد اكنون چه بايد كرد كار بند بايد بودن .
رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 35 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر