دعوت كردند ، حتى صدراعظم پادرميانى كرد ، بين اين بز و كلم اصلاح « 1 » نشد و جناب وزير در استعفاى خود باقى ماند . بالاخره استعفايش را پذيرفتند . مستشار الملك خانوادهء خود را با سردار معظم ( غلامعلى مستوفى ) و آقاى فتح اللّه مستوفى جلو فرستاد كه خودش سر و صورتى بحسابهاى خود بدهد و از عقب بيايد و من از اين پيشامد بسيار خوشوقت شدم زير واقعا از تنهائى به من بد ميگذشت .
تدارك جشن سال پنجاهم سلطنت ناصر الدين شاه
ميدانيم ناصر الدين شاه در 23 ذيقعدهء 1264 در تهران تاجگذارى كرده بود ، بنابراين روز 23 ذيقعدهء 1313 اولين روز سال پنجاهم سلطنتش ميشد . از زمستان باينطرف مذاكراتى در برنامهء اين جشن شنيده ميشد و هرقدر به ماه ذيقعده نزديكتر ميشدند ، جزئيات آن بيشتر در افواه منتشر ميگشت . ميگفتند از تمام دول اروپا نمايندهء مخصوص براى اين جشنها خواهد آمد و هديههاى رؤساى دول خود را تقديم خواهند داشت . از روز شنبه 18 ذيقعده اين جشنها شروع و بروز جمعه 24 ختم خواهد شد . ادارات دولتى مشغول تدارك مقدماتى آئينبندى سردرهاى عمارات خود بودند و مقرر شده بود تمام دكانهاى بازار و خيابانها با چهلچراغ و جار و لاله و لامپ و آينه و گل و سبزه تزيين شود . مردم تهران وعدهء تماشاى كلانى به خود ميدادند .
سور ماتم شد
روز جمعه 17 ذيقعده تا حدى روز اول هفتهء جشنها بود . ناصر الدينشاه خواست اينروز را به عمل مذهبى بپردازد كه جشنها بخير و خوشى تمام شود . بنابراين صبح اينروز به قصد زيارت حضرت عبد العظيم از تهران حركت كرد ، در حدود يكساعت به ظهر مانده وارد حرم گرديد . معروف شد كه طاوسهاى باغ گلستان قبل از حركت شاه كارهائى كردهاند كه علامت بديمنى بوده است .
در هرحال امين السلطان صدراعظم و عدهاى از عملهجات دربارى در خدمت شاه بودند . معمولا رسم بود هروقت شاه به زيارت ميرفت ، حرم را قرق ميكردند كه اشخاص متفرقه وارد نشوند و شاه بفراغ خاطر و حضورقلب زيارت بخواند ، در اينروز شاه سفارش كرد متعرض كسى نباشند و خود در ميان مردم مشغول زيارت خواندن شد ، بعد از زيارت حضرت عبد العظيم متوجه حرم امامزاده حمزه گشت و آنجا هم زيارت خواند و بحرم حضرت عبد العظيم مراجعت كرد و مقابل ضريح ايستاد كه باز هم دعائى بخواند ، در همينحين صداى تير طپانچهاى بلند شد ، شاه بعجله به سمت راهرو بين حرم حضرت عبد العظيم و امامزاده حمزه به راه افتاد در مقبرهء جيران ، زن عزيزكردهء ايام جوانى شاه ، در همين راهرو بود ، به اين در رسيد ، خواست وارد شود ، خادم مقبره در را از تو بسته بود ، شاه با مشت بدر كوبيد ، دو نفر از
هامش
( 1 ) - صلح بز و كلم هم ترجمهء اصطلاح فرانسه و مثل گرگ و ميش فارسى كنايه از ناسازگارى اخلاقى بين دو طرف است . در مواردى كه عداوت بين طرفين زياد نيست شايد اين اصطلاح بهتر از گرگ و ميش باشد و در هرحال يك اصطلاح تازهايست كه مترادف اصطلاح گرگ و ميش و مايهء توسعه كنايات زبان فارسى است