تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
در اوائل سال 1277 همين كه قوا تكميل شد شاهزاده و قوام الدوله با اين سپاه كه مطابق آنچه معروفست مركب از شصت هزار سواره و پياده و توپچى بوده است به سمت مرو حركت كردند . در استبداد همانطور كه پيشرفتهاى كوچك را بزرگ ميكنند و براى آن فتحنامه مينويسند و ميخوانند ، شكست‌هاى بزرگ را بالمره مسكوت گذاشته و ميگذرند . همه‌كس ميداند چه گذشته و چه خسارتى براى دولت حاصل شده است ولى هيچكس حرفى از آن نميزند و چيزى در آن زمينه شنيده نميشود به همين جهت در روزنامه‌هاى وقت و حتى كتاب هائى كه در تاريخ اين دوره نوشته شده است از اين شكست اسمى نيست . روزنامه‌نگار يا تاريخ‌نويس همينقدر متذكر مىشود كه حشمت الدوله و قوام الدوله از ايالت و وزارت خراسان احضار شدند و هيچ حرفى از قشونى كه براى فتح مرو رفته بود در ميان نيست . اما بقيهء سربازان و سركردگان قشون شكسته كه بولايت خود برگشتند جزئيات اين شكست را كه جز سوءتدبير قوام الدوله ، هيچ موجبى نداشته است براى همه‌كس روايت كرده‌اند . آنچه در اينجا مينويسم خلاصهء همان مسموعات است كه در صحت آن ترديدى نميباشد . حمزه ميرزا همراه اردو نرفت و براى فرستادن خواربار و مهمات در عقب اردو ماند . قوام الدوله در يك مقابله با عده‌اى تركمن روبرو شد و جنگى كرد و تركمن‌ها بدون دادن تلفات زياد ، در قلعهء خود محصور شدند و شبانه خواربار زيادى جا گذاشتند و عقب نشستند . فردا صبح كه قشون دولتى آنها را تعقيب كرد يا بلدى همراه نداشتند يا بگفتهء بلد غيرامينى فريفته شدند و در صحراى خشك و سوزان راه را گم كردند و گرفتار بىآبى گشتند و عده‌اى تلفات دادند تا به آب رسيدند ولى اين آب هم آبى بود كه تركمن‌ها برگردانده و بصحرا انداخته و خودشان از عقب و طرفين كمين كرده بودند . تشنگى و خستگى قشون و بسته بودن راه جلو بواسطهء آب افتادن در صحرا و حملهء جنگ و گريز تركمن و نداشتن محل براى عمليات موجب تلفات زياد گرديد و ناگزير به سمت سرخس برگشتند در حالىكه نصف عدهء آنها تلف شده بود و تمام خواربار و مهمات و اسلحه و توپ بسيارى در راه جا گذاشته بودند . از جملهء تلفات ، محمد حسنخان ، سركردهء شجاع دو فوج فراهان مشهور به قره سرتيب بوده است . اين شكست براى ايران خيلى گران تمام شد و خانواده‌هاى زيادى عزادار شدند . كسرى نفرات افواج كه اكثر از هزار و دويست نفر بپانصد ششصد نفر تنزل كرد و تا منسوخ شدن قشون بنيچه بنظام وظيفه كسى بفكر اصلاح آن نبود از همين شكست حاصل شد . دولت ايران بعد از اين جنگ ديگر به خيال لشكركشى نيفتاد و هروقت تركمنها در حدود ايران تاخت‌وتاز ميكردند ، به تقريبى از آنها جلوگيرى ميكرد . وقتى هم كه روسها خيوه و بخارا را فتح كردند و تا مرو و عشق‌آباد حتى تا پشت سرخس جلو آمدند دولت ايران نتوانست در اين اراضى از دست رفته ادعاى حقى كند فقط بكنده شدن شر تركمن‌ها كه به زودى قدرت تاخت‌وتاز بحدود ايران را از دست ميدادند قانع شد .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 94 | عبدالله مستوفى