تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
چو فرزانه و عاقل و هوشمند * ازاى متينى تو اى ارجمند نظام ممالك دهى او چنان * كه يك تن نباشد ز تو دل‌گران چنان با رعيّت نمائى سلوك * كه باشد فراخور به ذات ملوك به هرجا بود فتنه‌جوى مدام * تنش را به خون غرقه كن صبح و شام سر بدسگالان ز تن دور كن * بدانديش را زنده در گور كن تويى ياور وى به هر كاروبار * مر او را دهى پرورش در كنار به تربيتش بسته دارى كمر * چو هستى مر او را به جاى پدر به همراه يك خلعت شاهوار * روان ساخت شاه بلنداقتدار ز بهر خديو كيانىنسب * گل باغ احسان و خلق و ادب فرستاده برگشت و آمد دمان * ز كابلستان جانب سيستان به مقصد هم‌آغوش آمد چو « 1 » باد « 2 » * به درگاه نوّاب كسرىنژاد خبر شد به نزديك خان كيان * كه آمد رقم‌دار شاه جهان پى حرمت شاه گيتىپناه * پذيره برفتند يك ميل راه [ 162 الف ] به صد طمطراق و بزرگى و شأن * روان شد سرافراز عالىمكان بپوشاند او خلعت شاهوار * برو خان فرخندهء كامكار هزار و دويست و ده و سه ز عام * پس از هجرت اى مرد فرخنده‌نام به يرليغ و خلعت سرافراز شد * ز لطف شهنشاه ممتاز شد به فرمان شاهنشه تاجور * به زابل بشد جانشين پدر كنون عمّ وى خان كسرىتبار * مر او را دهد پرورش در كنار كسى گر بتابد « 3 » سر از راى او * بپردازد از دهر دون جاى او به هر كار يار و مددكار اوست * بسان پدر محو ديدار اوست مدارا كند با رعيّت چنان * كه يك تن « 4 » نباشد ز وى دل‌گران
هامش
( 1 ) . م : چون . ( 2 ) . م : ماه . ( 3 ) . م : نيابد . ( 4 ) . م : متن .