تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
ز فوت سرافراز رضوان‌مقر * نمودند شاه جهان را خبر به خواهش سرافراز كسرىتبار * يكى عرضه بنوشت بر شهريار كه شاه جهان از ره لطف و جود * سرم بر فرازد به چرخ كبود چو هستيم پروردهء شهريار * ز دل چاكر و بنده و جان‌نثار ز نوّاب مرحوم جنّت‌مكان * يكى پور مانده‌ست با عزّ و شأن نخستين بود بندهء شهريار * ز دل چاكر شاه گردون‌وقار [ 161 الف ] به اسم وى از بندهء شهر ياد * نمايد رقم شاه عالم‌پناه كه در زابل از حكم شاه جهان * به جاى پدر باشدش حكمران در عرضه بسيار گفت‌وشنود * خديو فلك قدر عالى نمود فرستاده يك دم به ره نغنويد * چنين تا بر شاه دوران رسيد چو آگه شد از ماتم خان كى * شهنشاه فرخندهء نيك‌پى بسى گفت افسوس و آه و دريغ * كه پنهان شد او ماه در زير ميغ پس از خواهش خان نيكوسير * شد آگاه شاهنشه بحر و بر بفرمود كز مشك تر بر حرير * به حكم شهنشاه زيباسرير نويسند منشور زابلستان * به نام سليمان والامكان به گفتار عمّش شه تاجور * به او داد منشور و جاى پدر چو سردارى ملك كرمان‌زمين * به او داد شاهنشه پاك‌دين ابا خلعت و اسب و تاج و قبا * فرستاد از بهر او خوش‌لقا پس آنگاه منشور ديگر نخست * نوشت او شهنشه به رأى درست به نام خديو كيانىتبار * نياز كيومرث و اسفنديار سرافراز داناى روشن‌روان * خردمند نوّاب بهرام خان [ 161 ب ] كه اى نامور « 1 » خان عالىگهر * به خورشيد تابان برآورده سر به امر نيابت تويى كامكار * كه كار حكومت كنى برقرار
هامش
( 1 ) . م : نام .