تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

در نصيحت ابناى روزگار غدّار

دلا ديده بگشاى و بيدار شو * ز مستى به هوش آى و هشيار شو نگه كن به اين واژگونه سپهر * كه هرگز ندارد به داننده مهر به جز سفله پروردنش كار نيست * به نزدش خرد را ره بار نيست فرومايگان را دهد اعتبار * كند سروران را ذليل و فگار از اين بىوفا چشم نيكى خطاست * كه بىمهر و پركينه چون اژدهاست به بستان هستى نهالى نرست * كه ماند ز مشّاء جورش درست گلى تازه نشكفت بر شاخسار * كه دست جفايش نيفكند خوار گهى بينوا را كند پادشاه * گهى خسروان را ربايد كلاه كسى را نپرورد اين گوژپشت * كه آخر به صد خوارى او را نكشت بهار جهان را خزان در پى است * كه امروز صيف است و فردا دى است [ 132 ب ] نماند كسى جاودان در جهان * بجز ذات دانندهء لامكان