تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
طلب كرد او هردو را شهريار * به ايشان بگفتا كمر استوار ببنديد مردانه از بهر كين * به پيكار افغان اين سرزمين كه در شب گرفته ره جيش ما * روا نيست در مذهب و كيش ما كه در بيشهء شير روباه شل * كند دستبردى به مكر و حِيل شنيدند چون حكم فرمانبران « 1 » * بجستند از جا چو شير ژيان سپه بركشيدند او هردو گرد * ز مردان نامى با دستبرد برفتند تا دامن كوهسار * كه بد مسكن قوم بدروزگار خبر يافت چون مهتر سركشان * كه آمد دو سردار با عزّ و شأن سپاه خود اندر زمان گرد كرد * كه بودند مردانه روز نبرد گرفته به كف خنجر و تيغ تيز * برفتند جوشان سر پر ستيز در آن كوه يكى دره‌اى بود تنگ * رسيده به كيوان سرخاره سنگ افاغن در آن درّه از چپ و راست * گرفتند و سنگر نمودند راست چو ديدند گردان شاه جهان * كه آمد ز دشمن سپاه گران نمودند بر لشكر خويش امر * كه جنگىسواران باخُود و كبر « 2 » [ 129 ب ] برفتند در كوه خارا به جنگ * به پيكار اعدا چو غرّان پلنگ بُد او راه باريك و جاى سپاه * نبد تا به دشمن شود كينه‌خواه افاغن از ايشان فراوان بكشت * سپاه شهنشاه بنمود پشت چو ديد او سرافراز زابلستان * فرود آمد از باره شير ژيان بزد دامن درع را بر كمر * به يك دست تيغ و به ديگر سپر بر آن تيره‌بختان يكى حمله برد * تو گفتى كه شد زنده سهراب گرد برآمد چو خورشيد بر تيغ كوه * سرافراز جم‌قدر دانش‌پژوه بينداخت بر خاك بسيار مرد * شد از خوف او خصم را روى زرد نقيبان زابل پى نام و ننگ * در آن راه باريك از بهر جنگ
هامش
( 1 ) . م : فرمان بر آن . ( 2 ) . [ قافيه معيوب به عيب سناد است ( ج . م ) ] .
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 256 | صبورى / ناصح / ظهير / منصور صفت گل