تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
بيفكند از آن قوم سيصد سوار * ز مردان و گردان خنجرگذار چه از رزم و كين بىنياز آمدند * سوى منزل خويش باز آمدند سپهدار ايران ز فتح سپاه * همى سود تارك به خورشيد و ماه بفرمود تا كوس بنواختند * يكى جشن شاهنشهى ساختند به نام سپهدار زابلستان * غو ناى مىرفت تا آسمان يكى خلعت اندرخور شأن او * عطا كرد آن خسرو نامجو درم داد و دينار چندان كه خواست * كزان كار لشكر همه گشت راست يكى اسب صرصرتك تيزدو * كه در پويه از برق بردى گرو « 1 » به خان كيان داد شاه بلند * چه كردش به ميدان مردى پسند ازين فتح شد شاه عالم‌فروز * چه بر طارم چرخ تابنده روز چه بغداد و كركوك « 2 » و موصل تمام * درآمد به فرمان آن شادكام شهنشاه از آنجا به صد طمطراق * شتابان بيامد به ملك عراق [ 126 ب ] ز مازندران تا به بندر زمين * به شمشير بگرفت شاه گزين فتادش به دل خواهش قندهار * كه آرد به فرمان خود آن ديار سپاهى بياراست بيش از شمار * روان شد به تسخير دار القرار چه از كشور سيستان درگذشت * شه كينه‌كش را به خاطر گذشت كه بايد ز مكران‌زمين كينه خواست * كه جان را به شمشير كردند راست
هامش
( 1 ) . م : گروه . ( 2 ) . م : كركوت .