رفتن شهنشاه لشكرشكن با بهادران پيلتن به جانب روم مرتبهء دويم و شكست خوردن سپاه روم به ضرب تيغ والى سيستان ملك لطفعلى خان
سرى پر ز قهر و دلى پر ز كين * طلب كرد گردان ايرانزمين
خصوصا نگهدار زابلزمين * كزان ديد مردانگى روز كين
به ايشان بگفتا شهنشه چنين * كه اى نامداران باآفرين
ندارم خور و خواب و جاى قرار * ز كردار رومى بدروزگار
به ايلغار بايد شدن تازيان * به كوه و بيابان به روز و شبان
[ 125 الف ] مگر كين بگذشته بازآورم * اگر چند راه دراز آورم
بزرگان بگفتند اى شهريار * به هرنوع دانى برآراى كار
ازينرو كه دانا و بينا تويى * به پيكار اعدا توانا تويى
چه بشنيد سالار ايران سپاه * برانگيخت لشكر به بىراه و راه
همى رفت روز سفيد و به شب * ز گفتار بربسته يكباره لب
چو ده روز كوه و بيابان بُريد * صباحى به نزديك دشمن رسيد
چو نظارهء لشكر روم كرد * به هر فرقهاى جاى معلوم كرد
بگفتا نجنبيد از جاى خويش * مجوييد پيكار بر رأى خويش
كه اين لشكر افزون بود از شمار * ندانم كه چون گردد انجام كار