ذكر حكومت فتحعلى خان در ولايت سيستان
پس از عهد آن مهترى كامكار * به فتحعلى يافت دولت قرار
چو فتحعلى آنكه از همّتش * همين خواند هركس ولى نعمتش
به صبح و مسا جملهء شيخ و شاب * ز خوان نوايش شدى بهرهياب « 1 »
به نزدش يكى بود سنگ و گهر * به خواهش نكردى نظر سوى زر
به عهدش ز انصاف و يمن قدم * شد اين بوم و بر رشك باغ ارم
به سال صد و چهار بعد از هزار * به جاى خوانين گردونوقار
به فرمان شاه ملايكسپاه * كه بد حاجب درگهش مهر و ماه
سليمان كه بودى شه بحر و بر * بلرزيدى از نام او خشك و تر
به زابلستان صاحب جاه شد * ز خاصّان « 2 » يكرنگ درگاه شد
به يك قرن زابلستان سربهسر * شد ايمن به عدلش ز هر شور و شر
كه هرگز در اين خرگه سبزفام * چراغى منوّر نشد وقت شام
كه ماند فروزنده تا صبحدم * چو بيت فقير و چو زر بزم جم
ز جام غم انجام زهر ممات * كزان چاره نبود به هر ذى حيات « 3 »
هامش
( 1 ) . م : بهرهناب .
( 2 ) . م : خواصان .
( 3 ) . م : ذيحيوات .